احمد اخوان‌نیا با تخلص شعری (نیا)

احمد اخوان نیا با تخلص شعری «نیا» _ نویسنده و شاعر
تاریخ تولد: ١٣٣۶/١/١ ، مشهد
سوابق کاری:
دبیر بازنشستهٔ آموزش و پرورش.
فعالیت روزنامه نگاری از سال ١٣۵۴ به بعد در روزنامه های اطلاعات، خراسان، قدس و هفته نامهٔ ورزشی ورزش شرق در سال‌های گذشته.
سردبیر ماهنامهٔ «توتیا» حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام در سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵٫
همکاری با سازمان حج و زیارت خراسان رضوی در خصوص مدیریت کاروان و دارای کد زیارتی در سال‌هایی از دههٔ ٨٠.
توضیح اینکه سوابق نگارشی حقیر در مطبوعات، بعضاً در بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی موجود می‌باشد.

نمونه از اشعار استاد اخوان نیا:

ایَم از تِل گِرام
به لهجهٔ شیرینِ مَشَدیه خودْما بِخوانِن
——————————————-
با پِلَخمونِ نِگاهِت مورِ هِی سنگ مِزِنی.
دِری هَردَم با اداهات به دِلُم چَنگ مِزِنی.
از همو روز که تویم وارد تِل، گِرام شدی.
تویِ عالَمِ رِفاقَت یَرِگه لَنگ مِزِنی.
یَکسِره بارفیقایْ مَدرِسِگیت چَت مُکُنی.
چی بُگُم سَربه هوا رِفتیُ نیرنگ مِزِنی.
آخه قربونت بُرُم مارِ چه به ای مَجازیا.
تِل، گِرام و چِمدِنُم هَمی قِرِشْمال بازیا.
بیا تا مایَم مِثِ کِفتَرایِ امام رضا.
تو هوا پَر بِزِنم بِرِم رو گُنبدِ طِلا.
بِریهِ مریضایِ کُلِ جهان دعا کُنِم.
ایجوری امام رضار ازخودمان رضاکُنِم.
از آقا بِخِم که از خدا بِخَه، ای کرونا.
بِرِه وُ شَرِشَ کَم کُنه اَزی مِردمِ ما.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا…
——————————————-
این حرم باغ جنان است چه پنهان از تو.
جلوه ای را که عیان است چه پنهان ازتو.
ذره با ذره ای از رأفتتان در عالم.
عالم آرای جهان است چه پنهان از تو.
مهرومه هرشب و هرروز پی عرض ادب.
بینشان خط و نشان است چه پنهان ازتو
آنچه در صحن و سرای تو ندارد مفهوم.
یأس ونومیدی مان است چه پنهان از تو.
با همه رنج و پریشانی و نا آرامی.
محضرت راحت جان است چه پنهان ازتو

زمزمه عشق…
——————————————-
مشتاق نگاهت شده ام گر بپذیری.
سرمست می عشق توام گربپذیری.
ای حجت حق «شمع» وجودمن عاشق.
میسوزد و من ساخته ام گر بپذیری.
تو آن «گل» خوشبوی گلستان ولایی.
کز عطر تو خود باخته ام گر بپذیری.
«پروانه» صفت گرد حریم تو بگردم.
آن فطرس پر سوخته ام گر بپذیری.
چون «بلبل»آزرده دل وجسته زصیاد.
بر بام حرم پر زده ام گر بپذیری.
شمع وگل وپروانه وبلبل همه جمعند.
در شعر من و زمزمه ام گر بپذیری.
بر درگه تو آمده ام بهر گدایی.
با این همه شرمندگی ام گر بپذیری.
مولای رئوفی و بزرگی و کریمی.
شک نیست بگیرم صله ام گربپذیری.
این ذکر «نیا» گشته به ایام رضاجان.
ممنون توام نوکری ام گر بپذیری

… پس کی می آیی؟
——————————————-
تمنای دل و جانم کجایی.
ز ما دوری یا نزدیک مایی.
هم اینک مکه ای یا در مدینه.
نجف یا مشهدی یاکربلایی.
نوای من بود نام نکویت.
نمانده دیگر اندر نی، نوایی.
صبوری هم زصبرم گشته حیران.
بگو آقای من پس کی می آیی.
همه گویند جمعه خواهی آمد.
به ره چشم انتظارم تا بیایی.
”نیا” گر لحظه ای بیند جمالت.
عجب لطف و صفا داره خدایی.

« شُله »
——————————————-
هَمِهٔ مَشَدِ ما یَک طِرَفُ هَمو شُلَش.
با هَمِیْ وِستادَنایِ تو صَفُ طوله مولَش.
قِدیما پایِ شُله مُخَلِفاتِش کُجا بود.
صُحبَتِ کوکاونون پِنیرُ سِبزیش کُجابود.
خانهٔ جِواد رِفیقُم هَمه ساله شُله یَ.
دَمْ خانِه یْ ای بیچارَه نِمدِنی چی غُلغُلَیَه.
خُدائیش یَگ شُله یِ مَشْدِ مِدَه ای یَرِگَه.
گوشتِشَم فَتُّ فِراوون مِزِنَه ای یَرِگَه.
بَعضیا از زنُ مَردمِهمونِ دَعوت شُدَیَن.
خِیلیایَم که به دنبالِ خَرِ مُرده میَن.
شُلَه رَ سه چارتا دوری مِزِنَن تورَگ یَرَه.
نِمِتِرسَن که بِتِرکَن مُخُورَن تا خِرخِره.
یَگ سِری با بچه ها گَبْ مِزَدِم دورِهَمی.
ای جِوادرِفیقِ مو جِفَنگْ مُگُف شِنیدَنی.
مِگَه هَروَخْ که مِخِیْ یَگ نِفَرِر عذاب بِدی.
حال بِگیری کُنیُ غصِّهٔ بی حِساب بِدی.
دِسْتُ پاهاشَه بِه یَگ دِرَخ بِبِندبُگو بِرار.
سَرِ میلانْ اوبَری شُلَه مِدَن تِغار تِغار.

احمد اخوان نیا « نیا »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عبارت امنیتی: *(پاسخ حاصل جمع زیر را در مربع وارد نمایید.)* Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.