استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی خادم القرآن

استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی خادم القرآن

براساس اخبار منتشر شده در جراید کثیرالانتشار در تاریخ ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۳ از استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی و تنی چند از هنرمندان قرآنی بشرح ذیل، توسط ریاست جمهوری جناب آقای ابراهیم رئیسی ازآنان به عنوان خادم القرآن تجلیل بعمل آمده است:

مطالعه ادامه مطلب

میرزا قدسی خراسانی

باسمه تعالی شأنه العزیز
میرزا قدسی خراسانی – درگذشت ۱۲۷۰ ق
«وی خواهر زاده، شاگرد وتنها بازمانده از بستگان میرزاسنگلاخ خراسانی است، زادگاه او اصالتاً شهراسفراین بوده ولی در مشهد کسب کمال نموده در علوم ظاهری و باطنی و فنون عقلی و نقلی ، هندسه و هئیت سرآمد بود، نزد عَمّ خود نیز فن نجوم و متفرعات بعضی از علوم را آموخته و در علوم دری و تازی و اشعار عربی و فارسی نیز مشهوربود.
او در سن سی و سه سالگی در علوم فقه و اصول استاد بود و در ریاضی تسلط داشته و شعر نیز می سروده، اشعار وی در کتاب« بُرجِ زواهر» میرزا سنگلاخ آمده است، میرزا سنگلاخ خراسانی در هنگام اقامت دراسلامبول طی نامه ای به میرزا قدسی اظهار دلتنگی می نماید واوبه دعوت دائی خود به اسلامبول رفته در آن جا خط نستعلیق و شکسته را نزد میرزا سنگلاخ آموخته و بسیار خوش می نوشته است.
قدسی پس از مدتی اقامت در اسلامبول به اسفراین باز گشت وچندی بعد بیمار گردید به نحوی که معالجه اطبای حاذق افاقه نکرد و در سال ۱۲۷۰ هجری قمری درهمان جا وفات یافت، جنازه مطهرش پس از تغسیل و تکفین به مشهد مقدس منتقل و در جوار حرم ثامن الائمه علیه السلام دفن گردید.

مطالعه ادامه مطلب

آیت الله سیدحسین طباطبایی بروجردی و تسمیه نامگذاری مسجد اعظم قم

آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی اعلی الله مقامه، و تسمیه نامگذاری مسجد اعظم قم
 

سید حسین طباطبایی بروجردی (۳ فروردین ۱۲۵۴ – ۱۰ فروردین ۱۳۴۰) مرجع شیعه ایرانی بود. وی به مدت هفده سال مدیر حوزه علمیه قم بود و پس از درگذشت سید حسین طباطبایی قمی مرجعیت عامهٔ شیعیان را به مدت نزدیک به ۱۵ سال بر عهده داشت.
از جمله خدمات ایم عالم وارسته و آزاده احداث مسجد اعظم قم است. این مسجد معروف به مسجد آیت‌الله بروجردی مسجد بزرگی در جوار آرامگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است که در سال ۱۳۳۷ خورشیدی به سعی و اهتمام سید حسین طباطبایی بروجردی و معماری حاج محمد حسین لرزاده ساخته شده است.

مطالعه ادامه مطلب

پروفسور سید ضیاالله حقی «طبسی»

پروفسور سید ضیاالله حقی «طبسی»



وامّا بعد؛ شهریور ماه ۱۴۰۲ توفیق یارشد و لحظاتی را با استاد ارجمند، پروفسور دکتر سید ضیاالله حقی «طبسی» دیدارداشتم، اشعاری در وصف این استاد عالیقدر نظرم را جلب کرد، که توسط دوستان و پزشکانی که ایشان آن ها را مورد عمل جراحی قرارداده اند سروده شده و بصورت تابلو به استاد اهداء گردیده است. آن را به رسم یادبود در این جا می آوریم .

مطالعه ادامه مطلب

حاج کربلایی محمدعلی اکبرزاده؛ درگذشت

انا لله و انا الیه راجعون
حاج کربلایی محمدعلی اکبرزاده؛ درگذشت

نگارنده که از سال‌های ۱۳۵۰ و اولین روزهایی که وی مدعی ارتباط با اجنه را مطرح کرد و هر روزه هزاران نفر از راه‌های دور نزدیک برای پیدا کردن گمشده و رفع مشکلات خود به او مراجعه می کردند، فعالیت‌های او را تحت نظر داشته‌ام.
بطور کلی میتوان گفت؛ که ۵۰% از ادعاهای او به حقیقت می‌پیوست و مراجعه کنندگان نتیجه می‌گرفتند، اگر چه در دهه ۱۳۷۰ توسط پلیس جمعی از رمالان و دعانویسان و…. در خراسان بازداشت و همه را به مصاحبه تلویزیونی آوردند نا حرف‌های خود را تکذیب کنند اما مردم نیازمند و درمانده هم چنان از گوشه و کنار ایران برای رفع حوائج خود به او مراجعه می‌کردند.
تا این که؛ سرانجام به حکم «کل من علیها فان» محمد علی اکبرزاده معروف به دکتر گاورسی از بجستان، مرد معروف پر از رمز و راز در نیم قرن اخیر در منطقه خراسان و شرق کشور در زادگاه خود بجستان در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۴۰۲ دارفانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
مهدی قربانی «انیس الکتاب »
۱۶ مرداد ماه ۱۴۰۲

پزشک و هنرمند خوشنویس علی عبدالحسین زاده

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست
عبدالحسین زاده، علی –پزشک و هنرمند خوشنویس

پیامبر عظیم الشأن اسلام ، حضرت رسول اکرم/ صلی الله علیه و آله/ نیز فرمودند: هر چیزی زیوی دارد، و زیور قرآن صوت خوش است. و در حدیثی دیگر می فرمایند: خط زیبا حق را بیشترآشکار مى کند.
حمد و سپاس خدای متعال را که مرا توفیق داد ،در سال ۱۳۹۵ با پزشک هنرمند و خوشنویس برجسته، جناب آقای دکتر علی عبدالحسین زاده آشنا شده تا به عنوان مشاوری امین برای احیا و معرفی آثار این هنرمند برجسته در خدمت این بزرگوار باشم.
آقای دکتر علی عبدلحسین زاده فرزند نصرت متولد ۱۳۴۳ در شهرستان خلخال و فارغ التحصیل رشته پزشکی و ۳۲ سال سابقه طبابت توام با تعلیم وتعلم هنرخوشنویسی دارد.

مطالعه ادامه مطلب

هنرمند خطاط و خوشنویس سید عیسی شبیری

شبیری، سید عیسی- هنرمند خطاط و خوشنویس


سید عیسی شبیری، متولد ۱۳۵۸ روستای دوسران از توابع شهر ، اوکه ازدوران ابتدایی طبع و ذوق خوش نویسی دراو نهفته بود سعی می کرد مشق و تکالیف درسی را با خط صاف و زیبا بنویسد.
اولین سر مشق او را پدرش درسال چهارم ابتدایی برایش نوشته و او برای اولین بار با کاغذ و مرکب و کتابت آشنا شد. خیلی زود معلم خط مدرسه وی را بعنوان خوش خط نمونه، به دفتر مدرسه معرفی کرده و همین امر نقطه عطفی است درتشویق او به ادامه فراگیری هنر خوشنویسی.

مطالعه ادامه مطلب

نویسنده و شاعر محمدعلی صفری (زرافشان)

صفری «زرافشان» محمدعلی – نویسنده و شاعر


استادحاج شیخ محمد علی صفری، نویسنده و شاعر متخلص به «زرافشان» فرزند کربلایی حسین رحمه الله علیه است.
در هفتم آذر ماه ۱۳۲۰ در منطقه سمزقند مشهد در خانواده ای مومن و متقی دیده به جهان گشوده است.
وی به اقضای شرایط عامه مردم که در فقر و تنگدستی بودند، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را همراه با کارهای سخت و طاقت فرسا سپری نموده است.

مطالعه ادامه مطلب

شاعر و خوشنویس، عالی شیرازی

هو الجمیل
گزیدۀ ای از دیوان
عالی شیرازی
(نسخۀ خطی ۱۱۶۵۰ کتابخانه آستانقدس رضوی)

به خطِّ
شاهین برجسته ثانی

گردآوری و تصحیح به اهتمام
مهدی قربانی«انیس الکتاب»

به نام خداوند بخشنده مهربان
عالی شیرازی – شاعر و خوشنویس(قرن ۱۳ ق)
میرزا محمد حسین بن میرزا محمد شریفی شیرازی متخلص به عالی از شاعران قرن سیزده، دوره قاجار و از خاندان های معتبر شیراز است. دیوان اشعار بر جای مانده از وی در بردارنده ۲۱۰۱ بیت، در قالب قصیده، قطعه، غزل و رباعی است. قالب مسلط دیوان اشعار عالی غزل و سبک رایج در دیوانش بازگشت ادبی است. شعر عالی از ویژگی های فکری قرن سیزده که به طور کلی در ادبیات فارسی رواج داشته، برخوردار است؛ وی همان گونه که در زبان، پیرو قدما بوده در طرح موضوع و مضمون نیز مقلد ایشان بوده است و می توان گفت که هم چون معاصران خود به بازآفرینی مضامین و موضوعات قدما به زبان قدما مشغول بوده است؛

مطالعه ادامه مطلب

شیخ میرزا علی اکبر آل طاها

آل طاها، شیخ میرزا علی اکبر- محقق، نویسنده و شاعر

شیخ میرزا علی اکبر آل طاها ، فرزند شیرعلی ، متولد فروردین ماه ۱۳۵۸ در روستای کدکن از توابع شهرستان تربت حیدریه ،وی در خانواده ای مومن و متقی دیده به جهان هستی گشود. پدرش کشاورز و مادرش از سادات قوامی است.
او تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را درزادگاهش گذرانده و سپس در عنفوان جوانی وارد حوزه علمیه مشهدشده، تحصیلات علوم دینی را با موفقیت طی نموده است.
از سال سوم راهنمایی در سال ۱۳۷۴ به قریحه و طبع شعر خود پی برده که در دوران تحصیل در حوزه علمیه این قریحه را پرورش داده و شکوفا شد شده، و تاکنون بالغ بر سه هزار بیت شعر سروده و اولین دفتر اشعارش با عنوان «سند عاشقی» آماده چاپ و انتشاراست.

مطالعه ادامه مطلب

هنرمند نقاش سیده طیبه مولایی

مولایی، طیبه- هنرمند نقاش

معرفی هنرمند نقاش و جوان و بااستعدادی که تا کنون با خلق آثاری ارزشمندبرگ زرینی در کارنامه خود به یادگار گذاشته ، چنین می گوید:
من یک هنرمند آزاد هستم که در اسفند ۱۳۷۰ به دنیا آمدم ، از کودکی عاشق نقاشی بودم قبل از آنکه بتوانم بنویسم نقاشی میکشیدم و در دوران تحصیل دانش آموزی همیشه در مسابقات نقاشی مقام اول رو کسب میکردم، فارغ التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی هستم ولی ۱ سال بعد از پایان دانشگاه فعالیت جدّی من در عرصه هنری آغاز شد . و نمایشگاه های متعدد نقاشی برگزار کردم که عبارتند از :

۱) نمایشگاه انفرادی آبرنگ در زمستان ۱۳۹۴/۱۰/۱
۲)نمایشگاه تذهیب و خوشنویسی تجلای رنگ و قلم زمستان ۱۳۹۵/۱۱/۲۴
۳)نمایشگاه تذهیب و خوشنویسی زمستان ۱۳۹۶/۱۲/۱۵
۴)نمایشگاه گروهی تذهیب و خوشنویسی با مشارکت جناب دکتر علی عبدالحسین زاده در شهرستان خلخال ۱۳۹۷/۲/۲۴
۵)نمایشگاه گروهی تذهیب و خوشنویسی در آموزشگاه نقش قلم رشت ۱۳۹۷

مطالعه ادامه مطلب

شاهین برجسته ثانی

شاهین برجسته ثانی، شاهین – خوشنویس، نقاش و تذهیب کار

وی در ۱۳ خرداد ماه ۱۳۵۴ خورشیدی در خانواده‌ای مومن و متقی در شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. پدرش سرهنگ ارتش و مادرش خانه داربود، که بلحاظ شغل پدر در دوران کودکی به شهرستان تربت حیدریه منتقل شده و او در این شهرستان دوران ابتدایی و تحصیلات متوسطه را به پایان رسانده است.
او ازهمان دوران نوجوانی به هنر خط و نقاشی علاقه مند بوده لذا در کنار تحصیل به فراگیری آنها نزد اساتید وقت پرداخته است.
او که از سال ۱۳۷۵ در مشهد سکونت دارد؛ خط و نقاشی د ر تربت حیدریه در محضر استاد مصطفی محمودی و استاد خسرو رضایی و استاد عبدی بهشتی و در مشهد خدمت استاد حیدری نقاشی و سپس خوشنویسی را در خدمت استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی در انواع خطوط ( نستعلیق ،نسخ و ثلث و … آموخت۰

مطالعه ادامه مطلب

شاعر و عارف سیف الدین باخرزی

باخرزی، سیف الدین ( ۵۸۶- ۶۵۹ هـ ق) شاعر و عارف و…
سیف الدین باخرزی، با نام کامل سیف الدین ابوالمعالی سعیدبن مطهربن سعید باخرزی مشهور به شیخ العالم و «خواجه فتح آبادی» ( زاده ۹ شعبان سال ۵۸۶ ه. ق در باخرز – درگذشته ۲۵ ذی القعده سال ۶۵۹ در فتح آباد بخارا ) صوفی، عارف و شاعر معروف قرن هفتم هجری است. او در عرفان و تصوف مرید شیخ نجم الدین کبری دانسته اند. نجم الدین کبری او را به بخارا فرستاد و در آنجا طریقه کبرویه را رواج داد. او دیوان شعری هم داشته است که پاره‌ای از رباعیاتش در ضمن رباعیات ابوسعید ابوالخیر در تهران به چاپ رسیده است. وی همچنین رساله ای فارسی در باب معنی عشق دارد.
هم چنین منکوقاآن هزینهٔ مدرسه ای را در بخارا به میزان هزار بالش نقره تقبل کرده بوده و سیف الدین باخرزی «مدبر و متولی» آن کار بوده است. اشاره به لقب شیخ الاسلام در جهانگشای جوینی و تولیت مدرسه نشان از مقام فقهی او دارد.
♦️ پیریم ولی چو عشق را ساز آید.
♦️ از ما همه بوی تری و ناز آید
♦️ از زلف دراز تو کمندی فگنیم
♦️ در گردن عمر رفته تا باز آید
و در باره عشق چنین گفته است:
عشق ارچه بلای روزگار است خوش است
وین باده اگر چه پر خُمار است خوش است

مطالعه ادامه مطلب

استاد محمدجواد محبت متخلص به (محبت کرمانشاهی) درگذشت

■■■■■ 《 طعم تلخِ داغ 》 ■■■■■
امروز صبح که خبر درگذشت استاد محمد جواد محبت ” محبت کرمانشاهی ” را شنیدم در دفتر کار زمزمه ای بر زبان جاری شد که حاصل غزلی شد که تقدیم نگاه دوستان عزیز می کنم روحش شاد و یادش گرامی باد

**************************************

طعم ِ تلخِ داغ ، بر اندیشه خنجر می زند
وای بر حالِ پریشانم ، اَجَل در می زند ؟

بانگِ پژواکِ عزا پیچیده در گوش ِفلک
روبرویم سُلطه ی اندوه ، سنگر می زند

تهمتِ آغوش ِ تَب شعله شده سوزِ دلم
بُغض ِ درگیرِ گلو ، آتش به باور می زند

بی کسی هایم کشیده کام را سوی عطش
دل درونِ سینه ی آشفته پَر پَر می زند

یک به یک رفتند یارانِ قدیمی از بَرَم
لشکرِ غم را ببین ، هر شب به من سَر می زند

واحه واحه مرگ را دیدم به پای زندگی
ناخدا گُم‌کرده بَر امواج لنگر می زند

لب فرو بسته نُت آوازِ قناری های درد
مَرگِ تدریجیّ ِ من ، ناقوس ِ محشر می زند

می روم تا سَر به بالینِ لَحَد آرَم غریب
تیرِ آخر را به من ، تقدیرِ آخر می زند

کُنجِ دِنجی کو ، حصارِ بودنِ فردا کنم
بی ” محبت ” نبض ِ خاموشم مکرر می زند ؟

خاطراتِ با تو بودن ای ” جوادِ ” بی ریا
یک غزل اندوهِ نا خوانده به دفتر می زند

شاعرِ ” درویش ِ ” کوی لب خموشان گشته ام
اشکِ دیده بَر رُخ ام چون جُغد چنبر می زند

**************************************
سیدناصر حسینی میبدی ” ن . م . درویش ”