اشعار ناصرالدین شاه قاجار، و فرمان شاه عباس کبیر در حرمِ رضوی

اشعار ناصرالدین شاه قاجار، و فرمان شاه عباس کبیر در حرمِ رضوی
مرحوم حاجی محمداحتشام التولیه ،در کتاب شمس الشموس صفحه¬¬ی ۲۰۶ و ۲۰۷ چنین آورده : …سنگ نبشته¬ای را که جزء سنگ¬های ازاره ایوان بود در زمان تولیت مرحوم فتح الله پاکروان از محل مزبور در موقع تعمیر ازاره¬های ایوان که یک نواخت می-نمودند کنده و به دستور پاکروان در غرفه¬ی پهلوی پنجره فولاد که راه پله پشت بام حرم مطهر از آن غرفه است نصب نمودند، ولی فعلاً در محل مزبور نصب نیست، در موقعی که مهندس قهرمانی متصدی امور ساختمانی بود کنده شده است.
این سه رباعی هم از ناصرالدین شاه قاجار است:
در طوس جلال کبریا می¬بینم بی پرده تجلی خدا می¬بینم
در کفش کنِ حریم پورِ موسی موسای کلیم با عصا می¬بینم،

مطالعه ادامه مطلب

تعریف چند منصب حکومتی در دوره صفویه

تعریف چند منصب حکومتی در دوره صفویه
این تعاریف از کتابِ نظام ایالات در دوره ی صفویه برگرفته شده است ، برای اطلاعات بیشتر میتوانید بدان کتاب مراجعه نمایید . عناوین مناصب و… بدین شرح است :
– بیگ: به کسانی اطلاق می شود که در آینده می بایست به امیری برسند.
– بیگلربیگی: امیرالامرا فرمانده کل قوا را گویند.
– حاکم : حکمران در دوره صفویه از هر درجه را حاکم می گفتند.
– خان: عناوین حاکی از درجه و مرتبه به دنبال اسامی خاص اضافه می شد. پیش از اسم ( و هم چنین به ندرت به دنبال اسم ) عنوان «خان» قرار می گرفت و گاه این لفظ جزو خود اسم می شد: خان احمد خان . سارو خان سلطان. حسین خان بیگ.
– قول بیگی: فرمانده یکی از جناح های سپاه.
– امیر تابین: امیر زیر دست را گویند.
– توپچی باشی: فرمانده توپخانه.
– منصب حکومت ری: ایشک آقاسی باشی.
– قورچی باشی: فرمانده سواره نظام .
– تفنگ چی باشی: فرمانده تفنگ چی ها.
– قلّر آقاسی: فرمانده غلامان سلطنتی.
– امیرشکار باشی: متصدی امور شکار را گویند.
– چرخچی باشی: متصدی امور چرخ های سلطنتی و…

مهدی قربانی «انیس الکتاب»
پانزدهم فروردین ۱۴۰۳

اسامی برخی از حیوانات و اصطلاحات مربوطه از کتاب بُرجِ زواهر

اسامی برخی از حیوانات و اصطلاحات مربوطه از کتاب بُرجِ زواهر

اسامی برخی از حیوانات و اصطلاحات مربوط به آنها ؛ که از حاشیه کتاب بُرجِ زواهر نوشته میرزا قدسی خراسانی استخراج شده بدین قراراست:

ابارد: پلنگ ها
اجران: جّن و تنس
ارستو:پرستوک
ارشم: سگ
اطواط: شترهای مست
اطوم: گاو
امرا: خر
اویدا: وحوش

مطالعه ادامه مطلب

اشعار در شرح مدیریت کشورِ مصر

اشعار در شرح مدیریت کشورِ مصر
مدتی است در حال نگارشِ «تحریر مختصر تذکره الخطاطین» هستم و سعی دارم بیشتر اشعار آن را استخراج کنم تا در دسترس عموم قرار گیرد. زیرا این اشعار که اکثراً از شاعران قدیم، و بعضاَ بصورت قطعات و مرقعات خوشنویسی شده؛ بسیار جالب توجه است.
این شعر که در صفحه ۶۳۶ و ۶۳۷ کتاب تذکره الخطاطین در وصف حالِ وزرا و امرای دولت مصر حدوداً در سال ۱۲۵۰ هجری قمری بیان شده شباهت زیادی به شرایطِ حال در این کشور دارد. لذا مرور این شعر برای علاقه مندان به شعر و ادبیات خالی از لطف نیست.
صورت اشعار متن قطعه این است:

مطالعه ادامه مطلب

شاعران خوشنویس بخوانند و بدانند

شاعران خوشنویس بخوانند و بدانند:

برو ای دوست مَپندار که اندر همه عُمر
از خط و شعر تو را هیچ گِره بُگشاید

شعر و خط نیست متاعی که بهائی دارد
با تو گویم که چرا تا عجبت ننماید

مصطفی از همه کس بود برآن قادرتر
کین وآن را به بنان وبه بیان آراید

لیکن این هر دو پسندیده ی رأیش چو نبود
ننگش آید که برآن دست و زبان آلاید

گرتو از امّتِ اوئی چه روی راه خلاف
برمَگرد از رَهَش اَر مُلک دوکُونت باید

منبع: تذکره الخطاطین، میرزا سنگلاخ خراسانی، صفحه ۱۶۴٫ (به کوشش مهدی قربانی)

سرنوشت ترکیدن چادرهای منطقه‌ی اقتصادی سرخس به کجا رسید؟

سرنوشت ترکیدن چادرهای منطقه ی اقتصادی سرخس به کجا رسید؟

نگارنده درسال ۱۳۷۵ و هنگام افتتاح منطقه تجاری سرخس در این مراسم شرکت داشته و این عکس یادگاری را گرفتم؛ اما خیلی زود طوفان شدید در این منطقه طومار این چادرها از هم پیچیده و سرمایه هنگفتی از بین رفت. اکنون با گذشت ۲۷ سال این پرسش مطرح می‌شود؛ براستی سرنوشت جبران این خسارت هنگفت و سوء مدیریت آشکار بکجا انجامید؟ و چه کسی باید پاسخگو باشد و یا جبران خسارت کند؟!
چه خوب است متولیان امر؛ مسولین محترم بازرسی و نظارتی در دستگاه‌های ذیربط، باگذشت این مدت طولانی برای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی اطلاع رسانی کنند. البته اگر مردم و افکار عمومی برای آنان ارزشمند و حائز اهمیت باشد!!
***
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ -کد خبر ۶۹۴۹۱۰۷-چنین آورده است:
«وزش طوفان شدید، منجر به ترکیدن چادرهای منطقه آزاد تجاری سرخس شد # مشهد خبرگزاری جمهوری اسلامی ۱۲/۰۵/۷۶ وزش طـوفان شـدید دو روز قبل، منجر به ترکیدن چادرهای بزرک منطقه آزاد تجاری سرخس شد.
این چادرها با ۱۸ هزار متر مربع مساحت، اردیبهشت ماه سال گذشته و همزمان با گشایش راه آهن مشهد ـ سرخس ـ تجن به بهره برداری رسیده بود.
رییس هیات مدیره و سرپرست منطقه آزاد تجاری سرخس گفته بود که برای خرید این چادر بزرک ۵/۳ میلیون فرانک سوییس هزینه شده است.
ناصر واعظ طبسی، اردیبهشت ماه سال گذشته به خبرنگار ما گفته بود: این چادر برای پوشش فضای بیرونی ساختمان منطقه آزاد تجاری سرخس خریداری شده و عمر مفید آن بر اساس استانداردهای کشور سوییس ۵۰ سال است.
این چادر دارای ۶۲ مترعرض و ۶۹ متر ارتفاع است که به گفته وی، نصب آن ۳۰ روز طول کشیده است.
پیشتر اعلام شده بود که، زیر این چادر ۵۷ هزار متر مربع بنای ساختمانـی شامل: یک هتل ۲۴۰ اتاقه، تعداد زیادی دفاتر تجاری، خدماتی، بازرگانی و فروشگاه‌های عرضه کالا ساخته شود.
گزارش خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی از منطقه آزاد تجاری سرخس حاکیست: تنها اثر باقیمانده از چادر یاد شده، ستونهای هشتگانه متصل به فونداسیون آن می باشد که تکه ها و رشته های چادر از آن آویزان است.
تلاش خبرنگار ما برای گفت و گو با مجریان پروژه منطقه آزاد تجاری سرخس و کسب اطلاع از چگونگی ضمانت و دریافت غرامت از شرکت سازنده چادر تاکنون بـی نتیجه مانده است. {بعید می دانم منبعد هم پیگیری نتیجه داشته باشد}
گفته می‌شود، علت ترکیدن چادر باد گرفتگی زیر آن بر اثر شدت طوفان بوده و مجریان پروژه، شکوائیه یی را همراه با فیلم جهت دریافت غـرامت از شـرکت سازنده تهیه و ارسال کرده‌اند».

دُرنا

#خواندن/ دُرنا


در آسمون ابر و باد
درباره یک نوستالژی زنده

#حسن_احمدی‌فرد
⭕️پرنده‌ها بر پهنه زمین، همراه و همزاد آدمی هستند. در اسطوره‌های کهن آفرینش، #پرنده‌ها در پنجمین روز و #آدمی‌زاد در ششمین روز، خلق شدند. از این رو میان آدمیان و پرندگان، الفتی دیرینه است.
تا همین سال‌های نچندان دور، این موجودات مینویی، همزیستی بهتری آدم‌ها داشته‌اند. هر جا درختی بوده، مأمن گنجشک‌ها و سارها بوده و هر جا آب و زمینی، زیستگاه‌ها سهره‌ها و چکاوک‌ها. نه تنها در دل باغ‌ها و کشت و کارها که حتی در شهرها هم لک‌لک‌ها بر بلندای بناها، یا کنج متروک بالاخانه‌ها، آشیانه می‌کرده‌اند. حالا از آن همه همزیستی و همزبانی، تنها خاطره‌های دیر و دوری باقی مانده که نقل پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در شب‌های بلند زمستان است.

مطالعه ادامه مطلب

حقیقت دل چیست؟

به نام خدا
حقیقت دل چیست؟
دوست گرانقدر و عالی مقام جناب آقای دکتر جواد حامدی حق، پژوهشگر علوم قرآنی و عرفانی و از پیروان راستین قدم در شریعت نبوی و طریقت مرتضوی مطلب ارزشمندی درباره‌ی «حقیت دل» و نگاشته و چنین آورده اند:


چند مهد عُلیا

چند مهد عُلیا
آقای دکتر رضا کسروی در کانال وقایع اتفاقیه؛ پژوهشی جامع در این باره انجام داده اند که عیناً آورده ایم:

فهرست کسانی که در ایرانِ عصرِ قاجاریه لقبِ «مهدِ عُلیا» داشته‌اند (مهدِ عُلیا و سِترِ کُبری)

پژوهش از رضا کسروی
۱۵ تیر ۱۴۰۲

۱) مهدِ عُلیای بزرگ (اول): دختر محمد آقای عزّالدینلو و مادرِ فتحعلی‌شاه قاجار
۲) مهد علیای ثانی (دوم): نبات‌خانم دختر امین‌الدّوله (سپس رکن‌الدّوله) میرزا محمد خان قاجار دولّو بیگلربیگیِ طهران؛ زن عباس میرزا و مادر محمدشاه قاجار. در روز سه‌شنبه ۲۱ جمادی‌الثانی ۱۲۱۷ ق. با همین لقب به عقد عباس میرزا درآمد.
۳) مهد علیای سوم: ننه‌خانم بارفروشی خواهر ملا عبدالله؛ از زنان فتحعلی‌شاه و مادرِ کامران میرزا، اورنگ میرزا، بزم‌آراخانم و خرّم‌بهار‌خانم احترام‌الدّوله (زن میرزا فتحعلی خان صاحب‌ دیوان)
۴) مهد علیای چهارم: مَلِک‌جهان‌خانم دختر امیر محمدقاسم خان قاجارِ قوانلو، از زنان محمدشاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار. ایشان، مشهورترین شخص با لقبِ مهد علیا است.

۵) مهدِ علیای پنجم: فخرالسّلطنه، دختر بزرگ مظفرالدین شاه که لقب وی در اوایل شوّالِ ۱۳۱۹ قمری از فخرالسّلطنه به مهدِ علیا ارتقاء یافت.

مطالعه ادامه مطلب

چرا با حجاب شدم؟

چرا با حجاب شدم؟
و امّا بعد از اعتراضات مردمی که ازاواخر شهریور سال ۱۴۰۱ در کشور بوجود آمد، بعلت رفتارهای نادرست در امر و به معروف و نهی از منکر از طرف ماموران اجرایی، برخی از جوانان کشور از روی لج و لجبازی، ناگزیر حجاب خود را کنار گذاشتند و آزادانه در کوچه و خیابان براه افتادند.
حال با گذشت چندین ماه ازاین وقایع اسفناک و علیرغم این که از طریق قانونی فشارهایی برای جلوگیری از بی‌حجابی اعمال می شود، نه تنها این رفتار لجبازانه مدنی کاهش نیافته بلکه روز بروز شاهد افزایش آن هم هستیم.
با کمال تاسف باید گفت دوربین‌های آشکار و مخفی و تعیین جریمه و محرومیت‌های اجتماعی و…، بنظرم هیچ کدام موجب نخواهد شد تا بانوان بی‌حجاب، محجبه شوند این راباید کارشناسان روانشناسی و اجتماعی بدانند و رفتار خود را با این پدیده عوض کنند.
امام رضا علیه السلام فرمودند: رَحِمَ اللّه ُ عَبْدا اَحیا اَمْرَنا … یَتَعَلَّمُ عُلومَنا وَ یُعَلِّمُهَا النّاسَ، فَاِنَّ النّاسَلَوْ عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعونا؛ امام رضا علیه السلام فرمودند: رحمت خدا بر بنده اى که امر ما را زنده کند… دانش هاى ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد. اگر مردم زیبایى هاى سخنان ما را مى دانستند، از ما پیروى مى کردند.(هزار و یک رضوی به نقل از: معانى الأخبار ، ص ۱۸۰، ح ۱)
باری! از این حدیث امام رضا علیه السلام الگو بگیرید و زیبایی دین را درست بمردم آموزش دهید، دین و اعتقادات دینی از صدر اسلام امری کاملاشخصی بوده ونباید حکومتی باشد، امروزه مردم آگاه هستند و احکام دینی را با زور و اجبار نمی‌پذیرند و هرکس باید خودش خیر و صلاح خود را در انتخاب دین و مدهب و پوشش انتخاب کند و نباید کسی را برای اعتقادات دینی و نوع پوشش تحت آزار و اذیت قرار داد زیرا هرگونه فشارنتیجه معکوس می‌دهد و به ضرر اسلام است و بارها و بارها این امر تا بحال برای همه ثابت شده است.
در همسایگی ما دختر جوانی وجیه و با حسن جمال و کمال که شل حجاب بود و در عین حال برای نماز جماعت در مسجد هم شرکت می‌کرد. چندین بار هم از نگارنده پرسش‌هایی برای کارهای تحقیقاتی خود مطرح کرده و راهنمایی گرفته بود، در جریان این اعتراضات حجاب خود را برداشت، اخیراً دیدم مجدداً کامل محجبه شده و بسیار هم برحجابش پافشاری دارد تشویقش کردم و گفتم ماشاالله زیباتر شده اید؛ خنده ای کرد و گفت ممنون حاج اقا؛ پرسیدم میشه بگویید ؛ چرا با حجاب شدید؟
ایشان گفت : واقعیت این که حاج آقا ؛ از وقتی حجابم را برداشتم روزانه بیش ده بار مورد متلک و تیکه انداختن چشم چرانها بودم و دیدم حتی توی ماشینم امنیت ندارم و احساس آرامش نداشتم، لذا تصمیم گرفتم با حجاب شوم و الحمدلله از روزی که با حجاب شده ام هیج کس بمن نگاه هم نمی‌کند و براحتی رانندگی و تردد می کنم و کاملا احساس امنیت دارم.
ایشان در حالی که من را بعنوان یک شخص پژوهشگر و نویسنده کتاب‌های مذهبی و اهل مسجد می‌شناسد. هیچ وقت به پوشش وی گیر ندادم و همیشه با رفتاری انسان دوستانه و پدرانه به پرسش‌های ایشان پاسخ دادم.
قطعاً این رفتار من و برخوردهای چشم چران‌ها در روحیات او تاثیر گذاشته و بالاخره راه درست و پوشش مناسب را برگزیده است.
این خاطره برای و ثبت در تاریخ نگاشته باشد تا به یادگار بماند و ان شاالله تعالی در رفتار آمران به معروف و ناهیان از منکر و …، نیز اثر مثبت داشته باشد.
والسلام علی من التبع الهدی
۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
مشهد مقدس رضوی

دَقیق چیست؟ و دقّاق کیست؟

دَقیق چیست؟ و دقّاق کیست؟

گاه کلمه‌ای را بارها بکار می بریم، ولی اگر بخواهیم آن را شرح بدهیم و معنی آن را برای مخاطب بیان کنیم، چه بسا تعریف آن برایمان ممکن نباشد.

کلمه دَقیق از آن جمله است که کتاب معارف و معاریف ص ۴۲۸ چنین آمده است:
دَقیق: باریک، تنک، ریز، آرد. در حدیث است :«لاتکونوا کالمنخل: یخرج منه الدقیق الطیب و یمسک النخالۀ ». یعنی : مانند الک مباشید که آرد پاک را از خود بیرون می دهد و سبوس را در خود نگه می دارد.(بحارالانوار: ۱/۱۴۵)
در کتاب جامع السعادت مهدی نراقی جلد ۲ صفحه ۴۰۷ این حدیث چنین آمده است:« لا تکونوا کالمنخل یخرج منه الدقیق الطیب و تبقی فیه النخاله »
عن ابی هاشم الجعفری قال سمعت ابا محمد(ع) یقول: «من الذنوب التی لانغفر قول الرجال»: «لیتنی لااؤاخذ الاّ بهذا». فقلت فی نفسی: «ان هذا الدقیق»! ینبغی للرجل ان یتفقد من امره و من نفسه کل شیء فاقبل علیّ ابو محمد (ع)، فقال: « یا ابا هاشم! صدقت، فلزم ما حدثت به نفسک، فن الاشراک فی الناس اخفی من دبیب الذر علی المسح الاسود».(بحارالانوار: ۵۰/ ۲۵۰)
عن ابی عبدالله (ع): «کان علی (ع) لاینخل له الدقیق »(بحار الانوار: ۶۶/۳۲۴). علی بن جعفر، قال سأله (یعنی اخاه موسی بن جعفر(ع) عن الدقیق یقع فیه خُرء الفار: «هل یصلح اکله اذا عجن مع الدقیق»؟ قال : « اذا لم تعرفه فلا باس، وان عرفته فلتطرحه مع الدقیق». بحار الانوار: ۸۰/۱۰۸)

دقّاق: در لغت نامه دهخدا چنین آمده است:
دقّاق. [ دَق ْقا ] (ع ص ، اِ) آردفروش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منسوب به دقیق که اشتغال به عمل آرد را می‌رساند. (از الانساب سمعانی ). || آنکه آرد بسیار دارد. (از اقرب الموارد). || کوبنده ٔ چیزی . (غیاث ) (آنندراج ). || قصار، که جامه را می کوبد. (غیاث ) (آنندراج ). گازر. (ناظم الاطباء).
دقّاق. [ دَق ْ قا ] (اِخ ) لقب حسن بن محمدبن دقّاق نیشابوری، مشهور به ابوعلی دقّاق، عالم قرن چهارم هجری است.
والسلام.
فروردین ۱۴۰۲

گازُرگاه طبس کجا بوده؟

گازُرگاه طبس کجا بوده؟
به منظور معرفی نسخه خطی «مجالس العشاق» نوشته ی کمال الدین حسین بن اسماعیل گازرگاهی طبسی، فرصتی دست داد تا این سئوال را مطرح کنیم که ؛ گازرگاه طبس کجا بوده ؟ لذا ابتدا به تعریف و معنی گازرگاه می‌پردازیم:
گازر. [ زُ / زَ ] (ص ، اِ) جامه شوی . سپیدکار . قصار. حواری . (بلعمی ). مقصر، تخته ٔ گازر. (منتهی الارب ):
رخ تو هست مایه ٔ تو اگر مایه ٔ گازران بود خورشید.(کسایی مروزی )
خلق را بخدای بخواند (عیسی ) و با وی هیچ کس نبود از اول که از زمین بیت المقدس بیرون شد. دوازده تن بودند از گازران و گازر را به تازی قصار خوانند و حواری نیز خوانند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
جامه ٔ پر صورت دهر ای جوان چرک شد و شد بکف گازران (بنگرید لغت نامه دهخدا)

****
و امّا ؛ در گذشته‌های دور گازر گاه در همه شهرها و روستاها و کاربرد است. آن جا معمولاً محلی در سرچشمه ی آب قرار داشته است.مردم برای شستشوی لباس و فرش و رختخواب و… به محل سرچشمه می‌رفتند. در آن جا حوضچه‌ای جداگانه درست کرده و با انشعاب آب از چشمه این حوضچه را پر آب کرده و مردم برای شستشو بدان جا می رفتند و آب ناشی از شستشوی البسه و…بطرف باغات و مزارع روان می‌شده است و با آب شرب تداخل نداشته.
افرادی هم حرفه و شغل آنان شستشوی لباس، نخ قالی، پشم، نمد و… بوده که در قبال این عمل و انجام کار؛ دستمزد دریافت می‌کردند که به این افراد «گازر» می گفتند.

مطالعه ادامه مطلب

شعری زیبا از استاد علی اصغر دلیلی صالح

شعری از استاد علی اصغر دلیلی صالح، با عنوان :(چای تازه دَمِ فراق)

*در باب رهایی از آفات و آسیب های فراق و راه های رسیدن به آرامش و رابطه ی چای تازه دم و طلاق پر الم فرماید:
دَم که کردم دو استکان چایی / صبح دَم، بهر دفع تنهایی
تا نشستم کنار سینی چای/ آه، ناگاه، خاست از صد جای…!!
یادم افتاد چای صحرایی/ صبح و صحرا و دختر دایی
یادم افتاد زلف خَم دارش/ ظرف سالادِ پُرکَلم دارش
یادم افتاد چای گُلپر او / قوری و کتری و سماور او
یادم آمد کمانِ ابرویش / چای و قندِ نگار پهلویش
یادم آمد که صبح ها با هم / گاه با شادی و گهی با غم
می نشستیم و چای می خوردیم / چای چون کدخدای می خوردیم
دلمان کوزه ای لبالب بود / مست از خنده های دیشب بود
بود، جان، مست از جوانی مان! / اینچنین بود زندگانی مان…!
که به ناگاه عادتش بد شد / زنم از بودنش مردد شد
اندکی خنده کرد بر ریشم / و زد آهنگ رفتن از پیشم
از همان روز، تلخ شد کامم / رفت و شد تیره کلّ ایامم…!
*

مطالعه ادامه مطلب

دست بوسی در کلام حضرت امام رضا علیه السلام

دست بوسی در کلام حضرت امام رضا (ع)
قبل از هر چیز توصیه می‌شود؛ به برخی آموزه های دینی که برگرفته از قرآن، حدیث و روایات وارده از ائمه‌ی معصومین علهیم السلام است دقت کنید؛ درباره‌ی بدعت گذاری مطالب و نظرات استدلالی و تفسیری بسیار نوشته‌اند. و برهمین اساس دراویش را که هنگام ملاقات و دیدار، دست هم دیگر را می بوسند نوعی بدعت گذاری می دانند و آنان را مذمت کرده و این روش را نوعی بدعت می‌دانند.
امّا؛ گاه می‌بینیم که برخی براین بدعت گذاری تبصره زده و حتی احادیث معتبر را هم برای بالا بردن مقام علمی و معنوی خود تفسیر کرده و بوسیدن دست علما و سادات را جایز می‌دانند و علناً همین بدعت دراویش را رواج می‌دهند؟! در حالیکه حدیث وارده از امام رضا علیه السلام صراحت داشته و نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد.
درمورد دست بوسی از امام رضا (ع) سئوال کردند؛ فرمودند: دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَهَ یَدِهِ کَالصَّلاهِ لَهُ »(تحف العقول، ص ۴۵۰)
کسى دست کسى را نمی‌بوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
دست بوسی‌هایی که امروزه برخی موارد، در بین علما مرسوم شده فقط و فقط جنبه‌ی مادی داشته؛ تملق و چاپلوسی و بدعت گذاری محسوب می‌شود، چرا که اگر شاگرد دست استاد خودرا نبوسد؛ شهریه ی ماهانه او کاهش یافته و یا کلاً قطع می‌شود؛ و بدین ترتیب این بدعت گذاری هم چنان آشکارا رواج داده می‌شود و بصورت رویه ای که نشانه ی تواضع و ادب است در آمده.
خداوند آخر و عاقبت همه بدعت گذاران را ختم بخیر گرداند.
آمین یا رب العالمین.