شعری از استاد علی اصغر دلیلی صالح، با عنوان :(چای تازه دَمِ فراق)

*در باب رهایی از آفات و آسیب های فراق و راه های رسیدن به آرامش و رابطه ی چای تازه دم و طلاق پر الم فرماید:
دَم که کردم دو استکان چایی / صبح دَم، بهر دفع تنهایی
تا نشستم کنار سینی چای/ آه، ناگاه، خاست از صد جای…!!
یادم افتاد چای صحرایی/ صبح و صحرا و دختر دایی
یادم افتاد زلف خَم دارش/ ظرف سالادِ پُرکَلم دارش
یادم افتاد چای گُلپر او / قوری و کتری و سماور او
یادم آمد کمانِ ابرویش / چای و قندِ نگار پهلویش
یادم آمد که صبح ها با هم / گاه با شادی و گهی با غم
می نشستیم و چای می خوردیم / چای چون کدخدای می خوردیم
دلمان کوزه ای لبالب بود / مست از خنده های دیشب بود
بود، جان، مست از جوانی مان! / اینچنین بود زندگانی مان…!
که به ناگاه عادتش بد شد / زنم از بودنش مردد شد
اندکی خنده کرد بر ریشم / و زد آهنگ رفتن از پیشم
از همان روز، تلخ شد کامم / رفت و شد تیره کلّ ایامم…!
*
الغرض! چای را که دم کردم / یاد آن خاطرات هم کردم
بُرد این چای، راه دور مرا / بُرد تا جنگ «سَلم» و «تور» مرا
غصه دارم نمود و زارم کرد / مثل معتادها خمارم کرد!
و مرا از تَبِ تلاش انداخت / زار و داغان و آش و لاش انداخت…
یکی از دوستان که دید مرا / دید مانند گچ، سفید مرا
گفت: وضعت چه نابسامان است؟! / برج متروپل عَبادان است!
تن تو چون دلت خراب شده / کشور بعد از انقلاب شده!
سِرِّ این حالت ملال بگو / راز این خستگی حال بگو…!
*
گفتم: ای دوست! قصه ی چایی ست / صحبت صبح و دختر دایی ست
نکند ول مرا خیالاتش / سوس سالاد و چای و حالاتش!
من که در سختی از چُدن پیشم / عاقبت بین و آخر اندیشم
پیش احساس خود خجل شده ام / شل و وا رفته مثل گِل شده ام…!
*
گفت با من رفیقم از سر درد / حال با من بگو چه باید کرد؟!
قصدت این است که رجوع کنی؟ / و بدین شیوه سَدّ جوع کنی؟
یا هوای زن دگر داری؟ / هوس قوم بیشتر داری؟
یا در اندیشه ی دگر هستی؟ / فکر یک حالِ مختصر هستی؟!
غرض اینکه نباید از یک سال / بیشتر مانی اندراین احوال!
*
گفتم ای دوست! راه ساده بگو / راه نزدیک با پیاده بگو
راه پر پیچ، اسب می خواهد / قدرت عزل و نصب می خواهد
من که یک لاقبای درویشم / پیش من نیست سایه ی خویشم
صحبت این مقوله ها دور است / آنچه گفتی شما، نه مقدور است
آنقدرها که من توان دارم / قدرتی توی بازوان دارم
می توانم به خود ستم نکنم / صبح ها، چای تازه، دَم نکنم!!
شاعر: علی اصغر دلیلی صالح
آقای علی اصغر دلیلی صالح در حال دریافت کتابی بعنوان جایزه از دست شاعر پیشکسوت انجمن های ادبی خراسان، استاد حاج شیخ محمد علی صفری«زرافشان» جمعه/۶/۸ /۱۴۰۱- انجمن ادبی کمال ادب- منزل استاد محمد نیک.
