قحطی و قیمت ارزاق در طبس- سنه ۱۳۳۶
[خشک سالی، بی بارانی، گوسفند و شترآن چه بود سارقین بردند…]
مرحوم میرزا محمد علی رشیدی متخلص به «منشی باشی طبسی» در آثارخود بارها به موضوع خشکسالی و قحطی و گرانی ارزاق عمومی و… سخن به میان آورده که میتوان بصورت مقاله و رساله ای مستقل تدوین و منتشر نمود، لذا چند نمونه را بصورت گزیده در این جا میآوریم:
حالا این فقرات را بگذاریم و بگذریم در این سنه [ی] ئیلان ئیل ۱۳۳۶ به واسطه خشک سالی و بی بارانی نرخها گران و کار غلاّت و ماکولات سخت شده وتمام حبوبات در این ولایت کم یاب بلکه نایاب و فعلاً صورت عنقا و اسمی بی مسمّا دارد که قسمت هریک نقداً از این قرار است اگر پیدا شد ولی نیست عاجلاً.
– ترجمه خطوط سیاق، یک کیلو ونیم در طبس یکمن است:
گندم به وزن طبس که نیم تبریز است یک خروار ۱۵ تومان
– جو یک خروار ۱۱ تومان
– برنج چمپای طبس یک خروار ۴۰ تومان
– روغن یک خروار ۱۵۰ تومان
– قند یک خروار ۱۵۰تومان
– چای قره یک من ۴ تومان
– گوشت یک خروار سی تومان
– نخود خام یک من ۲۵۰۰ دینار
– کشک یک من ۴۰۰۰ دینار
– نبات یک من یک تومان و ۴۰۰۰ دینار
– شکر یک من یک تومان
– خرمای اعلا یک من ۲۰۰۰ دینار
– خرمای وسط یک من ۱۵۰۰ دینار
– خرمای دله یک من هزار دینار
– کاه کندم یک خروار یک تومان و پنج هزار دینار
– تنباکوی … یک خروار ۲۵ تومان
– ماش و عدس و باقالا اگر باشد یک خروار بیست تومان
– شلغم … یک خروار هفت هزار دینار
– نفت یک چلیک ۱۵ تومان
– روغن مندو یک خروار سی تومان
– یونجه خشک یک خروار ۵ تومان
– کنجا ره یک من هزار دینار
– پنبه تخم یک من هزار دینار
– مرغ یک قطعه ۲۰۰۰ دینار
– بیضه دانه ای صد دینار
فعلاً در این ولایت سه ماه به سر غلّه و هفت ماه به فصل خرماست. خداوند بر فقرا رحم فرماید و اغنیا را انصاف بدهد که از فقرا دستگیری کنند اگر چه حالا دَرِ رحمت باز و نسیم عنایت در اهتزاز است تا کنون باران های نافع بی ضرر آمده ان شاالله بعد هم خواهد آمد که مردم از این تنگی برهند و نرخها رخیص و ارزان شود و از این شدّت به وسعت بیفتد و فرجی حاصل شود. گوسفند و شتر آن چه بود سارقین بردند و آن چیز نبردند از بی علوفه گی مُردند(۲۹۸)
حالا که مردم از بی گوشتی چشم بر قوچ اسمعیل و ناقه[ی] صالح و ثور و جدی فلک دارند. تا بعد چه شود
گندم صد من طبس بیست تومان، جو دوازده تومان و برنج چمپا …]
باری! این اوقات به واسطه[ی] به دست نیامدن غلّه نرخها رو به انحطاط دارد گندم که صد من (۳۳۹)
طبس به بیست تومان چیزی علاوه رسیده بود، به ده تومان آمده جو هم که به دوازده تومان سیزده تومان بود به شش تومان خرید و فروش می شود فعلاً کار برنج و روغن هنوز سخت است برنج کرده و چنپا یک من طبس به شش هفت هزار رسیده روغن به هیجده نوزده قران تا بعد چه شود مردم به واسطه[ی] گرانی سال گذشته تمام شده جانی ندارند علی ای حال ماه مبارک رمضان به مبارکی آمد و گذشت با این که سرطان و چله[ی] تابستان بود خیلی بر مردم خوش گذشت و امروز که چهار شنبه غرّه شوال المکرم است به سلامتی عید شد و این بنده جهت حضرت بنده گان عالی آقای عماد الملک /روحی فداه/ قصیده موزون کرده در این جا ثبت و عیناً درج نمودم اگر چه هنوز در محضر مبارکشان عرض نشده ان شاءالله در موقع معروض خواهد شد.
خاصه در این سنوات که نان گران و جان خیلی ارزان است جنگل هم نان دارد. می توان این عده را مدتی آن جا نگاه داشت نمی آید این ولایت چکند طبس حالا که غله دست آمده بسنگ طبس گندم صد من می شود دوزاده تومان و پنجهزار جو هست دو تومان از برنج و روغن و گوشت و قند و چای و نفت حکایت نمی کنم ولی محض این که آینده گان قدر نعمت را بدانند و از خدا غافل نشوند قیمت یک دو فقره را عرض می کنم.
عاجلاً برنج کرده[ی] ده محمدی یا امیر آبادی از قرار یکمن طبس که نیم من تبریز باشد در طبس به هشت قران، روغن دو تومان، کشک به هفت قران هم رسیده، ولی حالا می گویند قدری از اطراف آورده اند به پنجهزار می دهند، خرما و کشمش و شیره و شکر قیمتش بماند خدا انصاف به مردم بدهد که تا جایی همراهی دارند که جان مردم را یک دفعه بگیرند بلکه به آن هم اکتفا ندارند.
باری! زغال[ذغال] در میدان صد من به پانزده قران میخرند دست به دست از قرار صد من سه تومان و پنجهزار می¬فروشد و قس علی هذاء این یک فقره را برای نمونه عرض کردم که از خرید و فروش باقی اجناس این ولایت مستحضر شوید.
مهدی قربانی«انیس الکتاب»
بهار ۱۴۰۴
———–
بنگرید کتاب طرب صص ۲۹۶ و ۳۶۶، منشی باشی طبسی، چاپ انتشارات قاف مشهدالرضا (ع)، ۱۳۹۳٫