این مجموعه ی بصورت منظوم و منثور به قلم؛میرزا محمد علی منشی باشی طبسی«ره»(1345 -1267 هـ. ق)، است …
که طی نیم قرن خدمت خود بعنوان منشی عماد الملک حاکم طبس گلشن و…، با استفاده از ذهن خلاق و طبع شاعرانه و نگاه حکیمانه و ادیبانه خود، آن را با خطی بس شیوه (نستعلیق خوش )به رشته ی تحریر در آورده است، نگارنده ی این سطور طی یکسال گذشته که به تعدادی از آثار وی دست یافته ام اقدام به حروفچینی و تصحیح و تعلیق آن اهتمام نموده ام و تا کنون بالغ بر هشتصد صفحه ی آن تایپ و تصحیح شده و بنظر میرسد مجموعه ای چهار جلدی هریک با هشتصد صفحه شامل موارد ذیل باشد:
بخش مقدماتی
– زندگینامه ی خانوادگی میرزا محمد علی منشی باشی
-خاطرات و سفرنامه ها
– تاریخ طبس گلشن
– تاریخ تون (فردوس)
– تاریخ گناباد
– تاریخ بشرویه
– تاریخ بجستان
– واقعه ی حمله ی حسین کاشی به طبس
– مکاتبات منظوم و منثور با حجج اسلام و بیان شرح زندگانی برخی از علمای اعلام
– دیوان اشعار،مدایح و مراثی اهل بیت علیهم السلام و…
علاوه برآن به تاریخ تربت حیدریه ، قاین، مشهد و بیرجند نیز اشاره دارد که به عنوان سندی ملی در خصوص وقایع دوره قاجار در منطقه ی خراسان (تون و طبس) در نوع خود کم نظیر و شاید بی نظیر است.
بدینوسیله از تمامی عزیزانی که آثار خطی نویسندگان در باره تاریخ طبس نسخه ای در دست دارند تقاضا می کنم تصویری از آن رادر اختیار اینجانب قرار دهند تا به نام خودآنان در این مجموعه لحاظ شود .
دراین بخشی از عناوین مطالب جلد اول این مجموعه را که موضوعات آن هنوز تدوین نشده را برای اطلاع علاقه مندان می آوریم بدان امید که از سوی خیرین نیک اندیش همیاری و مساعدتی برای تامین هزینه ادامه مباحث صورت پذیرد .
مقاله ی آقایان : محمد رضا اظهری و نجیب مایل هروی در مورد کتاب شلغم شوروا
مقدمه ی آقای اظهری در باره ی رونوشت کتاب
آثار میرزا محمد علی منشی باشی …1
رباعی ….13
سفر عتبات عالیات …15
هجرت پدر میرزا محمد علی به تربت حیدریه…18
هجرت برادر و خواهر میرزا محمد علی به تربت حیدریه …22
مهمانداری و پذیرایی از آشنایان …23
شراکت در تجارت ….27
تولد میرزا محمد علی منشی باشی در تربت حیدریه …29
ازدواج خواهر میرزا محمد علی …31
وضعیت بازار تربت حیدریه و مالیات ..34
وضعیت امنیت در تربت حیدریه …. 36
واقعه ی قتل پسر حسین کاظم خسرو آبای …..38
واقعه ی دستگیری احمد بادی (قاتل و راهزن)…40
واقعه ی زن احمد بادی و برقراری امنیت …44
مکتب رفتن میرزا محمد علی …45
نعل سه میخه در پای آخوند مکتب ….47
سفر زیارتی به مشهد مقدس رضوی …53
ابتلا میرزا محمد علی به بیماری آبله ….55
سرگرمی با بره و بچه آهو …55
حکایت آموزنده …57
باز بلند پرواز حضرت والا حاکم تربت و…59
طلاق خواهر میرزا …61
باز گشت پدر میرزا محمد علی به طبس …64
توقف در رباط دره بید 1293 ق …66
ناکامی برادر میرزا از ازدواج با دختر عمه …69
ادامه ی مکتب رفتن میرزا محمد علی …75
اشتغال میرزا محمد علی در دکان ملا محمد باقر ….82
سفر ملا محمد باقر به مشهد مقدس ….83
آشنایی میرزا محمد علی باموسیقی …84
فوت تنی چند از علمای طبس و بی مهری های عامه ….86
در بیان علما و عرفای طبس ….90
ساخت و تمرین کمانچه …..91
باز گشت ملا محمد باقر(استاد کار میرزا) از مشهد مقدس …95
تنبیه میرزا محمد علی توسط پدر و استادش ….96
در بیان ازدواج میرزا محمد هادی ، تجارت و شراکت ….98
عاشق شدن ……101
پشیمانی از اعمال گذشته و تذکار …105
از مواضع تهمت بپرهیزید ….107
سوء ظن استاد و تنبیه شاگرد …111
(سال 1288 هـ ق) قحطی، بیماری ، ورشکستگی ….114
آموزش قرآن به اطفال در مدرسه دیهشک …119
شرح حال حاجی میرزا یحیی طبیب (برادر قنبر طبسی)…123
نجات حاجی میرزا یحیی طبیب از دست دزدها با ختم ناد علی …126
حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن …130
اقامت در ده محمد …142
قصد آهوان و کُرُند کردم …146
قطع دست سارق ….156
بلوچ و ترکمان در بشرویه …159
معرفی میرزا محمد علی به عماد الملک و خواندن قصیده …162
سرکار شما را با قصیده احضار فرموده اند …164
حضا و نظار فرمودند او را نگاه دارید ….168
تأکید در نگاه داری من فرمودند – حرکت به سوی طبس…170
اسم مرا ملا علی می گفتند ، میرزا علی خطاب فرمودند …172
احوال از چشم دو بین در طمع افتاد …176
شکستن شهر خویش از مردی نیست …177
شرح حال حاجی مصطفی قلی و طایفه ی خواجیج دیهشک …180
کدخداهای دیهشک ….187
شرح حال سادات دیهشک …198
تاریخ قدیم دیهشک ….206
سفر به دستجردان ….207
سفر به بادام تک …210
ورود به بادام تک ….213
عزیمت به کوه یخاب و فوت حاجی علی بابانظر….216
احضار عماد الملک به مشهد 1291 هـ ق ….224
من مشهد نخواهم رفت عزیمت عماد الملک به سوی طهران ….225
حاجی ابوالفتح خان پازوکی و حکومت طبس ….227
قضیه ی آخوند ملا محسنای روضه خوان بیرجندی ….228
به زنجیر کشیدن قیس آبادی ها …230
آن سبو بشکست وآن پیمانه ریخت ….231
شروع به کار میرزا محمد علی در دفتر ابوالفتح خان …232
حاجی ابوالفتح خان معزول و عماد الملک به حکومت رسید …234
سرگردانی در بیابان جزین ….236
ملاقات با آخوند ملا جعفر در بجستان ….241
پرسش از ملا عباس سیاح ثانی …242
مفارقت از یاران و عزیمت به گناباد ….243
اقامت در منزل نایب قریه ی زیبد …245
دو ساعت به ظهر وارد جویمند شدیم ….247
الحق گناباد مردمان چشم و دل سیری دارد …252
استقبال مردم گناباد از ورود عماد المک ….254
تنبیه کسانی که در غیاب عماد الملک خیانت کرده اند …255
اهالی طبس جشن گرفتند ،پهلوان ها کشتی می گرفتند و…257
حکم شد از طبس یک فوج سرباز بگیرند ….259
شاهزاده ای که سیصد متعه و متعلقه گرفت ….260
زنده است کسی که در تبارش ، باشد خلفی به یادگارش …262
صفت حاجی علیمردان خان وکیل….263
پدر و مادرم به فکر دامادی من افتادند …268
فرزندان میرزا محمد علی منشی باشی …..271
عمرم به مسافرت و مهاجرت از وطن عزیزم گذشت ….275
برای سرکار عالی سفر مشهد مقدس پیش آمد ….276
بیماری نظام الدوله و تغیر ایالت خراسان ….280
هرگاه خبر مرگ نظام الدوله را آوردی ….281
قصیده عیدیه در ارگ طبس ….283
واکنش ها به قصیده ی عیدیه …286
سیم تلگراف از تهران به شمهد وصل شد 1293 -1292 هـ ق …..289
واقعاً اگر بهشتی است آستانه مقدس رضوی است وبس …. 290
دزدیده شدن الاغ میرزا محمد علی در مشهد ….293
پیدا شدن الاغ و تنبیه دزد ….296
قدراهخ کشی آخوند ملا علی پسر حاجی عبد الرزاق ….298
حضرت والا حرف کدام یک از علمای مشهد را می شنوند ؟ ….300
گفت: آخوند ملاعلی خراشادی ….303
آزادی آخوند ملا علی با وساطت آخوند خراشادی ….306
بجستان بودیم چله ی زمستان شب برف زیادی بارید ….309
سرکار عالی از تون به مشهد احضار شدند ….310
در تمام بازار طبس یک شیشه آبلیمو پیدا نشد ….312
معدل برای همه ایران برقرار فرمودند ….313
خمع دیهشک را هم به واسطه ی من رعایت کرده ….315
مردم به صدا آمدند و در تون بلوا کردند ….316
عماد الملک مجمسمه ی حکومت است –عزل میرزا آقا بابا….317
میرزا آقا بابا را برقرار و صاحب اختیار را بی اختیار کردند….322
گناباد هم آن زمان آباد و خیلی مردمش دلشاد بودند …325
علمای گناباد در دوره ی سرکار عماد الملک بزرگ ….329
نایب الحکومه ی گناباد …330
مکرر دیدم گنجشگ را در هوا می زد…333
قصه شاهزاده جعفر قلی میرزا با آخوند زاده طلبه ….336
حکم قتل و تاراج خانه شاهزاده را دادند ….340
تریاکها هفت من تبریز بود به هفتاد تومان فروش کرد….344
مدعی گری تولیت امامزاده طبس …345
برای امورات طبس عارض و اشکالات و مأمور می تراشیدند….348
علمای طهران برای بعض قوانین فرنگستان … ..351
کاخک بمثابه کلید گناباد، و بُسطاق کلید تون و خور کلید طبس بود …352
ما عالماً عامداً این سه محل را از طبس جدا کرده به حکومت قاین داده ایم ….353
سه محلی که میرزا حسین خان از طبس گرفته و جزو قاین کرده بود به خود عماد الملک بخشیدیم…356
شما از حکومت اسمی دارید و رسمش با صاحبکار و… 357
قرار شد فردا در میدان ارگ{مشهد} سواره ی {طبس}را سان بدهند…359
میرزا آقا بابا مرحوم شد(1297 هـ ق) …362
درگناباد اسباب صاحبکاری حاجی اسکندرخان را چیدند…..363
این حاجی اسکندر خان آدم بدی است …..366
حاجی میرزا عبدالخالق خان مستوفی را به حکومت طبس برقرار…368
خدا رحمت کند عماد الملک را که حالت فریبندگی دنیا داشت ….370
عماد الملک با مستوفی دل بد داشتند….371
دستم از کار ماند و قلمدانم عنکبوت تنید…372
گفتم میرزا علی اگر امروز دست مستوفی کشته نشوی هزار سال عمر خواهی کرد…374
حاجی میرزا عبدالخالق خان وارد طبس شد…376
حکم حکومت را داد به خوبی قرائت کردم….377
روزی که سرکار عماد الملک مراجعت می فرمایند وارد طبس می شدند…..379
شبانه مستوفی با اسبی که از تون گرفته بودند گریخته…381
بعد از دو سه ماه مستوفی را مرخص گردند..382
خوبی کربلائی آقا حسن این بود که کسی دور برش نداشت ….384
من مایل به آسودگی خودم بودم نه به دوستی کربلائی آقا حسن ….385
آقا میرزا ابوالقاسم خان عماد الملک که حالا از تعریف مستغنی و…..386
در گناباد نایب الحکومه بلاستقلال بودند…386
آقای مستوفی باید ترک نفاق کرد و اتفاق نمود…388
غلامرضا بیک پسر یعقوب بیک رباطی …مهمان کشند….390
آقا توی برف سیاه می شویم ….393
مرحوم حاجی اسمعیل شُله است که از سفر مکّه معظمه ……395
شیخ حسن شام کشید کبک و خروس را کنار سفره چید…398
بفرستید تفنگ و یراق تفنگچی های رباطی را از…..400
اگر زنده باشم به قبر میرزائی که رسیدم سلام خواهم کرد ….401
اسکندر خان را در گناباد کشتند …403
حسن رجب و یکی دو نفر کدخدای دیگر را جلو ارگ جویمند به درخت بسته بود…..404
تفنگ آقا سید جمال الدین صدا کرده به تهی گاه حاجی خورده بود…404
برویدگناباد و اشرار را گرفته تسلیم کنید و قلعه ریاب را بکوبید…405
آقا مهدی پسر حاجی اسکندر حلوانی فوت کرده و چهل هزار تومان دارائی…..408
رو به حلوان راندیم در پیرحاجات یک دو روزی برای زیارت … …409
بین راه شکر کردم که از حلوان در آمدم …411
شکم قاطر به حدّی ورم کرد که یک دفعه ترکید و مُرد…413
دیدم اسب رو به قبله دراز کشیده و مُرده است ….414
آقای سرتیپ شما را خواسته اند…416
چهار حکم در باب من اصدار یافته بود …418
خیالم این است خود را به مأمنی بکشانم و در خانه یکی از علما بیندازم…419
از مردی تا نا مردی یک قدم است…421
پناهنده شدن میرزا علی به منزل آیت الله آقای آقا میرزا ملا عبد الواحد…423
عباس بیک شرح گریختن و بست نشستن مرا ……424
یک ماه که گذشت بست بودم کاغذی از رفیق……428
اشرفی های دو نیم مثقالی حلوان چند دانه برای من بدهد….429
گفتم : آن که جان بخشد اگر بکشد رواست …432
سه نفر نوکرهای آقا حسین را روی میدان فرستاده که مرا بزنند…436
بفرست آدم های آقا میرزا حسین و میرزا حسن را بیاورند …..437
فرمودندآقا محسن آن کلاه را از لب طاقچه بردار ببر سر میرزا علی بگذار…438
در سفر مشهد}تمنا نمودم که مرا در اداره دخانیات طبس دخیل … ..440
آقا میرزا هدایت کاخکی که معروف به سید صاحب دیوان…..443
می گویند این اسب سید{صاحب دیوان} را کشت ….445
قطعه ای در فوت حشمت الملک امیر قاینات …448
حالا که اسمش دوره مشروطیت است…451
مستوفی گرز پیش کاری را برداشته می خواستند به سر میرآخور بزنند…452
رعایای بلوک عرب آباد از میر محمد شاه بیک نایب عارض …..453
حالم از عطش به العطش کشید و چشمهایم تاریک و…..455
همه جای بدنم را خال و مثل پلنگی مخلخل و منقط کردند …457
شرح حال برادرم میرزا محمد هادی…458
فوت میرزا محمد هادی برادرم و ماده ی تاریخ …463
حالا نوبت به من و یک خواهرم رسیده که هر دو نه زنده و نه مُرده ایم …465
توقف عماد الملک در تربت و دیدار با علمای اعلام….467
کربلائی عبد الکریم { پسرحاجی مهدی تربتی }خیلی آدم شوخ مزّاجی بود…468
به طوری سرد شد که همه لباس تابستانی را مبدل به زمستانی کردیم …470
کسی می گفت که حکام همه آمرزیده اند….471
تمام مالیات طبس و تون و گناباد و توابع سی ودو هزارتومان و…..472
این خاک، مرغوب و مطلوب همه دول عالم خواهد شد….473
مشهور است پلنگ از زدن کینه ورتر شود…474
حکم قتل شما از محضر ایالت کبری صادر شده …475
آقا جان میرزا بیک شبانه گریخته خود را منزل آقا زین العابدین بست انداخت…478
شب صاحبکار به همان طور که سپرده بود رفت…480
شما بر عیال و کسان کربلائی آقا حسن دستی و حق گفتگو ……482
یک دفعه موسی خان طبس وارد شد و…..484
سرکار عالی چاره ندارند جز آن که به مستوفی خلعت بدهند…486
حالا از آن خنده بوی خون می آید …488
آقا محسن سرتیر غلطید تا رفتند به بینند چه شد جان سپرده…..489
کمر قتل مرا کشیدند که همین امشب مرا بکشند…493
اظهار تشکر کردم که مرا نکشتند چون حلال زاده خون ناحق …..494
فرمودند: میرزا علی می گویند در راه دیهشک تو را جنّ زده ؟ ..495
مستوفی؛ من حاجی میرزا یوسف را از تو می خواهم…496
ناخوشی{ بیماری} وبا – 1310 هـ ق …499
اسم طبیب یهودی از نظرم رفته می دانم از اقوام حکیم موسی …..500
در رقه دیگر مرض از صفحات طبس کوچ کرده بود….502
ناخوشی وبا گرفته ام و ترسیدم قضا و اجلم در اصفهک برسد…504
لایق وزارت کسی است که هفت خصلت در او موجود باشد(شرایط صاحبکاری)…508
دستورالعمل 1310 هـ ق را هم مهر فرموده آقا حسین مشغول …511
یوسفعلی بیک میرآخور – با تبی سوزان….512
میرآخور همان طور غلطید و طپید تا آخر شب مُرد….516
به مستوفی فرمودند : تکدُر روح دارید بد مرضی است …..517
سبحان الله چه خوابهائی دیدم…519
می بینم این مرد مُرده متحرک و روح در بدن ندارد…521
مستوفی؛ به سکته درگذشتند …523
مستوفی حُسن صورت را با حُسن سیرت جمع و …..525
فوت کربلائی آقا مهدی …527
غلامحسین خان و میرزا علی خان را آورده زنجیر گردنشان گذاشتند…528
وفات عماد الملک در ابتدای محرم الحرام سنه ی( 1311 هـ ق)، و اختلاف فرزندان…530
به اسم علی اکبرخان حکومت را ختم کرد و …..532
حکم لقب عماد الملکی و امیرتومانی برایشان رسید…535
نامه ای از حجت الاسلام آقای حاجی میرزا محمد مجتهد تونی/ اعلا الله مقامه/…537
علی اکبرخان عمادالملک را متهم به بابی گری نمودند…538
می خواهند بروند عماد الملک را با اتباعش بکشند…540
من تا تفنگ و فشنگ داشته باشم می زنم…542
باید از جانب من با آقا میرزا شفیع خان بروی طبس و نماینده باشی…544
توقف در تربت …545
این طور شده که حکام مان یکی بابی و یکی صوفی باشد…546
دیشب آقا میرزا شفیع خان واصل شدند (سرسپرده صوفیه )…547
سرکار آقا شما را بس نبود که اولاد عماد الملک را دَر به دَر فرمودید…549
میرزا شفیع خان ناچار به استعفا از حکومت طبس می شود …551
چهار صد پانصد نفر بابی باید گرفته زنجیر کرده مشهد بیاورند…553
از بنده در نمک خوارگی همین بود که عرض شد…556
دیروز در خصوص بابی گری آن قدر با من محاجه کرد…558
حکومت را به مفت به ما نداده اند پیشکش می گیرند….559
حالا فهمیدم عماد الملک بابی نیست ….560
این ها همان طایفه اند که برشاه ایران علنی تیرانداختند… 562
کاخک الحق جای بسیار خوب و خوش آب و هوایی و… …564
چند نفر از طایفه بابیه در کاخ هستند…565
فوت ناصرالدین شاه و جلوس مظفرالدین شاه ….568
حکومت را به عماد دیوان پسر عماد الملک بزرگ محول و…..568
همان کربلائی غلامرضا بیک نایب گناباد شد….570
مأخوذ طبس هشت هزار تومان بیشتر نیست…572
حشمت الملک را راه ندهید و نگذارید به خاک طبس ورود نمایند…574
از سیستان سواره بخواهند و به قهر و غلبه طبس را از چنگ عماددیوان بیرون ……575
برج های ارگ را تفنگچی گذاشتند که از هرجا سواره امیر رو به شهر….578
زنهای محله خواجیج تمام خانه ها را واگذاشته بعضی به…..582
اگر میرزا علی در بساط شما باشد من نیستم…583
من هم دیهشک آمده مشغول خاک شوری و رعیتی شدم …585
ملاقات عماد الملک با مظفرالدین شاه ….586
سر این فقره بین حشمت الملک و آقای معین دیوان به هم خورد….587
عماد الملک به دلوئی تشریف برده در …..590
خواهش می کنم میرزا علی را به من واگذار فرمائید…592
میرزا محمد علی در بستر بیماری ،طبابت در دارلشفاء حضرت رضا (ع)…594
آقا میرزا علیرضا ی مجدالاطباء (میرزا محمد علی را طبابت کردند)…596
بهبودی و درمان میرزا محمد علی حاصل شد…598
هر روزه افتان و خیزان به حرم مطهر مشرف می شدم….599
عرض کردم من محاسنی قلیل و مطاعنی کثیر دارم….
عرض کردم امان نامه به خط مبارک می خواهم….604
تا این براتها را میرزا علی صحه نگذارد و مهر ننماید من مهر نخواهم کرد…607
آقا سید محمد تقی خان را با بنده به توی ولایت مأمور فرموده …611
چه ضرر دارد روزنامه مسافرتمان را بنویسید…613
تاریخ طبس و خاندان بنی شیبان…614
یکی از این امرا میرحسن خان طبسی بود ….619
خوانین خوسف من محال قاین نسبت به خاک طبس دست اندازی و……623
حکومت میر حسن خان و فرزندان…624
موقوفه میرحسن خان….626
معنی لغوی طبس ….627
ناصر خسرو در طبس….630
شاه اسمعیل صفوی و نادرشاه در طبس….631
ادامه شرح سفر با آقا سید محمد تقی خان …635
جغرافیای بشرویه …636
اولاد در بشرویه زیاد می شود و همه بچه های خوب و…..639
این زنگ را تو باید به گردن گربه به بندی ….641
غروب وارد کلات شده منزل آخوند ملامحسن رفتم ….643
اشعاری هجویه….645
فرموده بودند حاج میرزا محمد نایب طبس، بنده را گرفته در ارگ زنجیر نمایند…654
سفر عماد الملک به مشهد برای معالجه و فوت ……658
قصیده ای در مدح میرزا محمد علی…..660
میرزا محمد علی هجویه ای در باره خود گفته است …..661
تاریخ احداث آب انبار رقه …..665
تاریخ احداث آب انبار حاجی آباد دیهوک ، و دیهشک…..665
جغرافیای تون «فردوس»…666
کشتار ملاحده در حمله هلاکوخان به تون« فردوس»….667
محلات ،حمام ها ، آب انبار ها و……668
مقبره ی میرتونی و اشعارش….669
اهالی تون و ییلاقات…..671
روستاها و محصولات باغی و.. ….672
علت پایتخت شدن طبس به سرحد بودن طبس است….673
علمای تون….673
عرفا و شعرای تون ….675
تون رو به ترقی و طبس رو به ویرانی و خرابی دارد….677
جغرافیای گناباد….678
چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند ….680
طایفه خفاجه فطرتاً شجاع و پردل و با جلادت اند…682
در گناباد مسکرات ومنهیات وجود نداشت ….684
اوصاف مردم گناباد و این که از روی طبس موضوع شده(1331 ق) ….685
اوصاف بلوک بجستان…687
حکومت میرزا ابوالقاسم خان عماد الملک….688
محمداسمعیل خان سرهنگ آن اوقات در مشهد بودند….690
در مدح محمداسمعیل خان سرهنگ(صاحبکار) سروده است…..691
فهمید که در ترکش هرکس چه قدر تیر و در انبان هرکس چند کَرده نان است…693
کربلائی محمد بیک دستجردانی را مرخص فرمودند….695
دو نفر از این ولایت تخلصشان مستوفی بود….697
الحق ملامحمد صادق در کار گوش بری و کلاه برداری ……698
لقب عماد الملکی که لقب موروثی پدری ایشان بود از دولت گرفتند….701
میل شان این بود در مرکز حکومت موروثی که طبس باشد زیب اورنگ شوند….703
عماد السلطنه مبتلا به مرض مهلک کُزاز جان سپرد….706
این قدر می دانم که عروسی ملوکانه بود …..707
محمد اسمعیل خان به فکر متعه افتاد…709
محمد اسمعیل خان مقصرها را به دلوئی برده همان جا حبس و زنجیر می کرد….711
در نظر مبارک سرکار امیرزاده اعظم خاک و زر هم سنگ است….713
صاحبکار از بنده عهد گرفت که از ما مضی گفتگوئی نشود….715
قصیده ی معروضه {در وصف نایب عماد الملک در گناباد}این است ……716
میرعلیرضا بیک انتظام دیوان را از کار نیابت تون معاف داشته بودند….722
اشعاری در زمان دلتنگی و…(1320 هـ ق)…..723
تا بود خوش گذراند و عمر عزیز را به خوشی ختم کرد….728
اهل کاخ که به قدر دو هزار نفر هستند یک دفعه دور منزل حاجی را احاطه کردند….729
از اشعاری است که در گناباد به رشته{ی} نظم کشیده ام …..731
اشعاری که از حال و پریشانی احوالم خبر می دهد…. 733
قبول ریش توسط آدم…736
نامه ای از مرحوم ملا محمد رضای المتخلص به صهبا (شاعر)….737
اشعاری در وصف ماه مبارک رمضان ….739
اشعاری برای فراغت از خیالات بیهوده….. 742
آن چه در گناباد دیده و در این دوره شنیده ام …745
اشعاری که در رباط قریه ی اصفاک نوشته ام{1309 هـ ق}….746
اگر چه اشعار من پریشانی می آورد و قابل قرائت نیست….747
اشعاری در مقام افسوس و دریغ از جدائی یاران سابق و ماران لاحق….751
قصیده ای در ومدح و منقبت امیر مؤمنان {حضرت}علی علیه السلام….752
اشعاری در شکایت از فلک کج مدار و کید روزگار غّدار است….754
اشعاری در بی ثباتی آدم و رفتن از این عالم …. 757
اشعاری در تقطیع دیدار یاران ….757
اشعاری در شکایت از جبیب و نگاری دل فریب و….760
اشعاری در اشتیاق به دیدار محبوب….762
من هم اسم این روزنامه خبریه را که خلاصه الافتضاح من است «شلغم شوروا» گذاشته ام…. 764
اشعاری در شکایت از شام و نهار و روزه ….765
این بنده در ده روز عاشورا روضه خوانی داشتم …767
رباط شور را به چشم عبرت دیدم –شعر…770
آن رباط شور نامه این است …772
دوستی داشتم سخت دل و سست مهر و سبک روح و گران جان …779
فرمودند در بشرویه بیده نیست …780
ملمع ….783
نامه و اشعاری در وصف مرثیه خوانی های محرم – شیخ نظام الدین…786
آن وقت شیهه {ی} عزا بر کشیده به این اشعار خون بار مترنم شدم….789
مرثیه ای در سوگ محرم…793
مرثیه ای دیگر در مصیبت حضرت ابا عبد الله {ع} ….795
مرثیه سبط رسول الثقلین حضرت ابا عبد الله الحسین/ارواحنا فداه/….798
مرثیه {ای}دیگر از زبان یک تاز عرصه {ی}نینوا …..800
در مرثیه {ای}دهشت موهبت …802
بی غیرتان ز ترس – اشعاری در باره ی وهب بن عبد الله کلبی….803
نوحه و سینه زنی در مرثیه و سوگ سید مظلومان و شاه تشنه لبان/اروحناه فداه/…..804
زبان حال حضرت علی اکبر…808
نوحه {ی}لِفِ نش مرتب از زبان حضرت سیّد الشهداء بعد از قتل علی اکبر است …809
نوحه از زبان حضرت زینب سلام الله علیها ….810
نوحه {ای}دیگراز زبان حضرت سکینه خاتون سلام الله ….812
ایضاً مرثیه {ای} دیگر گاه به میدان رفتن امام زمان حجت عالمیان حسین بن علی علیه السلام ….813
نوحه ی سینه زنی از زبان حضرت سکینه خاتون ….818
نوحه ی سینه زنی ….820
نوحه ای برای روز اربعین ….821
نوحه ی دیگر برای اربعین …822
نوحه ای دیگر از زبان امام زمان حضرت اباعبدالله ارواحنا فداه است…824
نوحه ای دیگر خطاب به سرور اولیا شاه دشت کربلا حضرت سید الشهداء….825
نوحه ای دیگر از زبان ام لیلای ….826
نوحه ای دیگر از زبان امام …..829
نوحه ای دیگر از زبان حال …..830
نوحه ای دیگر زبان حال اهل ….831
نوحه ای دیگر زبان حال اهل …..833
نوحه ای دیگر در علّو مکان فوق ….834
مرثیه ای دیگر زبان حال …..835
نوحه ای از زبان حُر شهید ….839
نوحه ای دیگر در میدان رفتن …..841
شبی که در دره بید بودم و مانند بید از باد محرومی می لرزیدم …..844
شبی در امیر آباد…845
صاحبکار را جلو انداخته به خار فیروزی آوردند….846
اشعاری در مدح عماد الملک حاکم طبس …..847
حکایت و شکایت از کُره اسب عربی …851
اشعار جهت طول اقامت در امیر آباد …..854
صاحبکار در فکر فرار افتاد و از سرکار عالی مرخصی گرفت…855
اقامت در منزل حاجی سلیمان تُرک در محلّه ی سراب …858
امورات گناباد به واسطه ی فساد مفسدین رو به اغتشاش گذاشت….861
اعتراض مردم کاخک و ندادن مالیات ….862
حضرات خفاجه دلویگی هم که بازار آشفته می خواستند….865
میرزا نصرالله و حاجی سید جواد را فلک کردند و تا جان داشتند زدند….867
در مشهد مقدس انجمن ایالتی بر قرار شده بود…..869
خلق را میازارید که این ها ودیعه ی خدایند …..871
سرکار عالی از سفر عارضین کاخک مبلغی متضرر شده بودند….874
باری در تون این چند شعر را موزون کردم …..875
اشعاری از روی دلتنگی….880
اشعاری از ناملایماتی که در طبس بوده ….881
سرکار عالی به فکر صاحبکاری افتادند،آقای صدیق الممالک معین شدند….883
صدیق الممالک امین اوقاف طبس و بعد مالیات طبس را به عهده گرفت …..884
فتنه ی حسین کاشی، مرگ مظفرالدین شاه، جلوس محمد علی شاه و احمد شاه و…..887
اعراب طایفه نشین به این ولایت تاختند وقلعه فهالنج را تاراج کردند…889
ملحقات….891
حسین کاشی که معروف به نایب حسین ….895
صدیق الممالک از روی دیهوک به مشهد رفت …898
حسین کاشی سه روز به نوروز 1329 هـ .ق وارد طبس شد…899
حسین کاشی از فتح شهر مأیوس شد و از محاصره دست کشیده …..900
پسرحسین کاشی معروف به سرتیپ گلوله خورد و مُرد….901
فوت حجت الاسلام مرحوم آقای آقا میرزای مجتهد…..901
آقا میرزا اسمعیل المتخلص به هنر اهل طبس را از جنایات حسین کاشی آگاه کردند ….902
محمد علی نوغانی به دیهشک آمده قلعه کهنه را بازدید ……903
حسین کاشی و اتباعش از طبس رفتند….904
محاصره ی قلعه ی گیسور و کشتن محمد علی نوغانی ….905
قصیده ای در مدح امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در روز عید غدیر….909
حضرات اسفندیاری سر به خود سری بر داشتند….911
قصیده ای در بیان آمدن نامه از فتنه ی اشرار بلوچ در دیهوک….912
قصیده ای در بیان حکم امیر تومانی عماد الملک و روزهای پایانی حکومتش….914
دستگیری اشرار و سارقین فارسی و قتل غلامحسین کارخانه کی ….918
خلعت مظفر الدین شاه به حاکم طبس(قصیده)….920
منظومه ای در شکایت جهان و تأسف بر ایام جوانی …..921
شرح حالات و صفات خود را در بحر رمل گفته ام….926
شرح حدیث شریف ؛شش چیز در شش جاست ….928
بیماری میرزا محمد علی و فوت محمد حسین نوکرش ….931
نصایح پدرانه میرزا محمد علی خطاب به فرزندش هدایت الله … 932
امیر اعظم حاکم کرمان مهمان عماد الملک شد/ منظومه ای مخمس ……936
قصیده ای مخمس در بیان عزل شاهزاده مصطفی میرزا و منصوب شدن عماد الملک ….938
عماد الملک به حکومت سبزوار بر قرار شدند….942
منظومه ای در پاسخ مرحمت آقایان ؛ حاجی میرزا محمد علی مجتهد و آقا میرزا عبد الحسین نجفی…946
حالات و صفات آقا کربلایی آقا حسن صاحبکار (متوفای دهم /شوال/ 1326 هـ .ق)…948
ترجیع بند در مرثیه ی مرحوم کربلایی آقاحسن صاحبکار…951
مقبره و مدفن مرحوم کربلایی آقاحسن صاحبکار (1326 هـ.ق) ….954
اولاد مرحوم کربلایی آقا حسن صاحبکارو ادامه ی عمل صاحبکاری ….955
حسین کاشی به قصد نفاق و نزاع بین مردم اساس البیت آن ها را تبدیل کرده بود ….956
رباعیات …957
اشعاری در تعریف و توصیف اسب سیاه….958
اشعاری تقدیم به آقای حاجی میرزا یحیی طبیب /دام ظله/….959
در تاریخ فوت مرحوم مغفور مبرورآقای محمد باقر مجتهد…959
مرثیه ای در فوت مرحوم عباس بیک داروغه(1330 هـ . ق) …..960
منظومه ای در بیان این که میل اهالی ایران به وضع اروپائیان می رود ….962
قصیده ای در دوران علی اکبر خان حشمت الملک حکمران سیستان…966
قصیده ای به مناسبت مراجعت حشمت الملک بزرگ از سفر مکه معظمه….967
نصایح و تذکار عماد الملک به میرزا ناصری (محرر و شاعر) …968
سوادی از نامه ی مرحوم آقا شیخ محمد حسین نجل مرحوم آخوند ملا محمد تقی …..969
این صادق الوعد مرحوم آقا سید محمد صادقسابق الذکر که شرح حالشان به تفصیل گذشت…973
اشعاری در عید قربان 1331 هـ . ق ….974
اشعاری در سئوال جوابی دختری علوی نژاد …..976
اشعاری بر وزن اشعار کمال الدین اصفهانی….979
فوت حاجی آقا اسدالله و برادرش آقا مهدی (1332 هـ .ق)…..980
.
انتزاع و الحاق طبس كارشناسي يا احساسي ؟!
تحقيق ، بررسي و كار كارشناسي لازمه انجام هرگونه طرح و برنامه موفقي است و بعبارتي موفقيت هر تصميم و برنامه اي مستلزم تحقيق و بررسي همه جانبه در ابعاد گوناگون موضوع مي باشد كه اين امر در زمينه مسائل اجتماعي كه با سرنوشت عامه مردم مرتبط است اهميت مضاعفي پيدا مي كند و ليكن در بسياري موارد بدليل عدم احساس تعهد كافي از جانب برخي عوامل موثر و عموما نيز به دليل عدم درك كافي و اصولي از اهميت موضوع و تاثيرات گوناگوني كه بر ابعاد مختلف زندگي مردم مي گذارد تصميماتي اتخاذ مي گردد كه عواقب آن پس از اجرا و به تدريج نمايان مي شود و اثرات خود را متعاقبا نشان مي دهد.
بحث انتزاع و الحاق شهرستان طبس از آن دست مباحثي است كه ازسالها و حتي چندين دهه قبل مطرح بوده و عامه مردم ومسئولين با آن دست به گريبان بوده اند كه البته در اين مسير . . . . . . . . . . . .
( ادامه در وبلاگ ” فرهنگ وهنر ” يا وبلاگ ” ديهوك طبس ” )
lالبته این وب سایت داعیه ای برای انتزاع یا الحاق طبس ندارد
فقط در راستای احیای تاریخ طبس فعالیت دارد
ممنون از اظهار نظر شما