رساله ای در کذب عروسی قاسم بن الحسین علیه السلام
این رساله ی شریفه به قلم : آیه الله العظمی علامه سید محمد علی حسینی شهرستانی است که توسط محقق ارجمند جناب آقای قاسمی مدیر کانال بزم قدسیان در اصفهان منتشر شده است.
🔸سوال: قصه عروسی حضرت قاسم را حق و یقین شمردن و اعتقاد قطعی به آن داشتن و کسی که آن را ثابت نداند او را بد گفتن و دشنام دادن، چه حکم دارد؟
🔹جواب: کسی که مدّعی حقیّت این قضیه است و معتقد به وقوع این واقعه است، اگر از جمله عوام است پس در زمره مستضعفین محسوب است؛ چون غالب عوام مطلع نیستند بر مفاسد بعض از عقاید و لهذا آن چه از دراویش و قصه خوانان می شنوند باور می کنند و چون در ذهن ایشان رسوخ نمود دیگر ازاله آن صعب است؛ ولهذا منکر آن را مذمت می نمایند.
🔸و چنین کسی را باید موعظه نمود و بر مفاسد این اعتقاد، مطلع ساخت، و به او فهمانید منافات آن را با اعتقاد به امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام.
🔹و اگر از مدّعیان علم است پس حال او از سه صورت بیرون نیست؛
🔸یا این است که تکذیب می نماییم او را در ادعای علم؛ و یا آن که تکذیب می کنیم او را در ادعای او بر اعتقاد قطعی به صحت این واقعه؛ و یا آن که او را از زمره مؤمنین بیرون خواهیم دانست. پس هریک را که خواهد، اختیار کند.
و در هر صورت اگر سبّ نماید منکرین آن را، البته از درجه عدالت ساقط خواهد بود.
🔸غالب مضامین کتاب روضه الشهداء از مخترعات ملا حسین کاشفی است، و بسیاری از آن مخالف مذهب حق است، و خواندن آن بر منابر جایز نیست نه نظماً و نه نثراً.
🔹کتاب روضه الشهداء در نزد علمای فریقین مقبول نیست، و در کلمات او هم آثار تصرّفات بعیده و تکلّفات عجیبه ظاهر است، و به چنین کتابی که حال مؤلفش آن و ظواهرکلماتش این باشد چگونه می توان اعتماد نمود! البته کسی که ادعاء تشیع می نماید و به مذهب حق تمسّک دارد بر چنین کتاب اعتماد نخواهد نمود.
🔸مخالفت روایات منقوله در روضه الشهداء با روایات علمای فریقین اعجب نیست از جعل روایات عجیبه و نقل أخبار مجعوله موضوعه و نسبت دادن بعض از اقوال و افعال به ائمه اطهار و امام زادگان ابرار.
🔹و عدم جواز خواندن بسیاری از عبارات این کتاب، شاید قریب به ضروری مذهب باشد؛ چون که مذاکره این کلمات در مجالس، سبب می شود برای سخریّه مخالفین و سستی عقیده مؤالفین.
🔸و جزم به صحّت آن کشف می نماید از سستی اعتقاد به ائمه اطهار، و دانستن ایشان را مانند یکی از عوام بازار.
سؤال: چه میفرمایند علمای محققین در این مسأله که آیا عروسی زبیده خاتون با حضرت قاسم در واقعه کربلا واقع شد یا خیر؟
🔹جواب: این سؤال مانند سؤالی است که یکی از دراویش نمود که کدام دختر امام بود که در راه شام، شیر او را خورد؟!
🔸اولا باید معلوم نمود که حضرت سیدالشهداء (ع) دختری باین نام داشته است یا نه، و اگر ثابت شد وجود او آنگاه سؤال شود که عروس خیالی در کربلا، او بوده است یا غیر او؟
🔹سؤال: قصه زبیده خاتون زوجه حضرت قاسم و ولادت قاسم ثانی و دیگر قصص باطله که در بحرالأنساب مندرج شده، نزد سرکار چه حکم دارد و خواندنش بالای منبر درست است یا خیر؟
🔸جواب: وجود زبیده نام در اولاد اناث حضرت سیدالشهداء (ع) غیر مسلّم بلکه معلوم العدم است، و اصل وقوع عروسی بلکه مجرّد عقد هم در کربلا مقطوع البطلان است.
🔹و از بدیهیات است که مذاکره این نحو از اکاذیب باطله بر منابر عامه، سبب تجاسر مخالفین واعدای دین، و موجب قیاس انساب سادات صحیح النسب به این نسب ظاهر الفساد خواهد شد. و یقیناً امری که موجب توهین سادات کرام از ذریه خیر الأنام وسبب تخطئه در انتساب ایشان به آن عالی مقام گردد از اکبر کبایر خواهد بود.
🔻 افسانه عروسی قاسم علیه السلام
🔹 عالم متتبّع مرحوم سید ابوالقاسم حسینی سدهی اصفهانی در کتاب نفائس الاخبار پس از نقل خبر عروسی قاسم از مدینه المعاجز سید هاشم بحرانی و منتخب طریحی نوشته است:
🔸 تنبیه: بدان که بعضی از علماء ابرار زیاد اصرار دارد در کتاب خود بر این که از برای قاسم زفاف اتفاق افتاده، و خبر مذکور را مدرک حکم قرار داده، و از برای مطلب خود ادله اقامه کرده، مانند:
خواندن ذاکرین این قضیه را در بالای منابر در مجالس علماء، و تقریر علماء را دلیل آورده.
و دیگر آن که شعراء آن را در قصاید و مراثی ادراج نموده اند،
و دیگر آن که متداول است در میان مردم که تعزیه قاسم برپا می کنند با تفصیل عروسی،
و دیگر خواب هایی که جمعی از علماء دیدند که در عالم رؤیا خدمت حضرت سید الشهداء سلام الله علیه مشرّف شده، از وقوع این قضیه ایشان را اخبار فرموده، وغیر ذلک.
🔹 و بر خبیر، واضح است فساد این کلمات؛
🔸 امّا تقریر علماء، پس آن دلیل نیست؛ زیرا که در آن جزء از زمان، در هر بلدی از بلدان، خصوصاً در دارالخلافه ناصره طهران – صانها الله عن حوادث الزمان – آنقدر از اراجیف لاغیه و اقاصیص کاذبه حضرات ذاکرین علی رؤوس الاشهاد می گویند که خامه از تحریر آن قاصر، و زبان از تقریر آن عاجز است، و احدی ایشان را منع نمی کند، و هر زمانی همین نحو بوده.
🔹و مرثیه و قصیده شاعر بی سوادی که این را از نجفعلی بقّالی شنیده باشد و بر آن پیرایه های بیکرانه بسته باشد کجا دلیل این امر عظیم خواهد بود؟!
🔸 و [تعزیه و] شبیهی که متداول است که فسق و فجور لاتحصی در آن به ظهور می رسد و مجعولات آن بی نهایت است کی مستند حکمی می تواند شد؟! و خواب را کی گفته حجّت است؟!
🔹 با این که خبر منتخب که بیان شد به مدّعای او به هیچ وجه دلالت ندارد، بلکه خلاف آن دلالت دارد؛ زیرا که صریح است که قاسم گفت: ما عروسی را به آخرت انداختیم…
🔸و صحیح همان است که اولاً ذکر شد که حضرت سید الشهداء علیه السلام فاطمه را به حباله حسن بن الحسن [برادر قاسم] درآورد، و عقبی از برای امام حسن علیه السلام نبود جز از او و برادرش زید بن الحسن.
🔹با آن که فی نفسه آن خبری که مذکور شد ضعیف است که اکثر از آن اعراض کرده اند؛ والله العالم بحقائق الحال.
(نفائس الاخبار، چاپ چهارم، کتابفروشی بنی هاشمی تبریز، شعبان المعظم ۱۳۸۲ق ص ۲۹۶ – ۲۹۵٫)
🔻افسانه عروسی حضرت قاسم از کجا نشأت گرفت؟
🔹به گفته ابن فندق بیهقی: حسن مثنّی (برادر قاسم بن الحسن علیهما السلام) در سال شهادت امام حسین (ع) با دخترعمویش فاطمه بنت الحسین (ع) ازدواج کرده است.
از آنجا که امام در روز دهم محرم سال ۶۱ به شهادت رسیده، به احتمال زیاد این ازدواج در سال ۶۰ و به مدت کوتاهی قبل از روز عاشورا در مکه اتفاق افتاده، لذا حسن مثنی با همسرش فاطمه در کربلا حضور داشته است.
🔹اما کاشفی در کتاب پراز دروغ روضه الشهداء به عمد یا سهو این تزویج را به قاسم بن الحسن (ع) برادر حسن مثنی نسبت داده، و زمان آن را که قبل از حرکت امام به کربلا بوده روز عاشورا ذکر نموده، با مهملات و مجعولات فراوان دیگر.
🔸علامه میرزا ابوالحسن شعرانی در ترجمه نفس المهموم گوید: به نظر ما هیچ علتی ندارد که تزویج قاسم (ع) را انکار کنیم!! … و اینکه گویند: تزویج در آن گیر و دار بعید می نماید صحیح نیست، چون مصالح اعمال ائمه معصومین علیهم السلام برای ما معلوم نیست!!
🔹متاسفانه ایشان توجه نداشته اند که امام (ع) دو دختر قابل تزویج بیش نداشته، که هر دو هم شوهر داشته اند، و دیگر موضوعی برای ازدواج باقی نمی ماند که در مصالح آن سخن رود!
🔸و متاسفانه این نوع استحسانات از غیر متخصّصین بسیار سر می زند، و شهرت گویندگان مانع تأمّل در کلام آنان و ضعف استدلالشان می گردد. از این رو توجیهاتی که برخی اعلام مثل مرحوم شیخ جعفر شوشتری و علامه شعرانی (که برای درک ثواب به ترجمه نفس المهموم پرداخته) برای این افسانه کرده اند مطلقا ارزش علمی و تاریخی نداشته و اجتهاد در مقابل نصّ است.
@bazmeghodsian
(آیه الله العظمی علامه سید محمد علی حسینی شهرستانی)
