معرفی کتابِ نظام ایالات در دوره صفویه ؛ تألیف : رُهر- بُرن
در باره ی تاریخ صفویه مورخان ایرانی و بیگانه تحقیق و تتبع بسیار کرده اند و در نتیجه آثار زیادی ازسرگذشتِ پادشاهان این سلسله دردست است ، ولی امتیازِ کتاب حاضر درآن است که موضوعی را مورد بحث قرار داده که در آثار گذشته متوجه آن نشده اند و آن طرزِ اداره ی ایالات و حدود اختیارات حکام و روابطِ آنها با پایتخت است .
مؤلف کوشیده که وضع ایالات ایران و حکام و رؤسای قزلباش را که در دستگاهِ دولت نفوذ بسیار داشتند در نظر خواننده مجسم نماید به طوری که از این دیدگاه خاص تأسیس دولت صفوی از آغاز و بسط و توسعه و قدرت و نیز قوس نزولی و انحطاط آن با روشی علمی روشن می شود.
ضمناً فهرستی از مشاغل دیوانی آن دوران نیز در کتاب آمده و وظایف هریک از صاحبان مشاغل مزبور به صورت مشروح ذکر شده است و این پژوهش نیز خود برارزش کتاب افزوده است.
مؤلف کتاب : کلاوس –میشائل رُهر بُرن
مترجم: کیکاووس جهانداری ، متولد سال ۱۳۰۲ کرمانشاه.

در زمان شاه اسمعیل در سال ۹۰۹(= ۱۵۰۳ میلادی)حکومت فارس در دست طایفه ذوالقدر بوده است.
در ابتدای به سلطنت رسیدن سلسله ی صفویه اغلب حکام ایالات از بستگان خاندان سلطنتی از قبیل پسران ، نوادگان، برادران و برادرزادگان پادشاه بودند. اکثر شاهزادگان را در طفولیت یا سالهای نوجوانی به ایالات می فرستاده اند. تقریباً همواره یک مرّبی نیز به نام «لله» همراه آنها به محل حکومت می رفت. حتی هنگامی که آنها به سن بلوغ نیز رسیده بودند باز لله ملازم آنها بود . شاهزاده اسماً دارنده ی حکومت بود. مصلاً به منصب شاهزاده و حاکم هرات «حکومت خراسان» و اغلب هم «میرزائی خراسان» و به ندرت «جانشینی» شاه نیز اطلاق می شد. در مراجع کم نیست مواردی که از لله به عنوان «حاکم» نیز ذکر شده است و این مطلبی است که با اوضاع و احوال هم وفق میدهد. کار- للگی – در موارد محدودی به چند تن از امرا متفقاً نیز داده شده است . هم چنین – للگی- را پدری (اتابیگی) شاهزاده نیز می دانسته اند. پس نباید حیرت کرد که اغلب در جوارلله و پدر ، امیر دیگری سمت پدر بزرگی (دده بیگی) شاهزاده را به عهده داشته است. همسر حاکم د راوضاع و احوال خاصی به دایگی شاهزاده «منصوب» می شد مانند همسر حاکم خراسان و لله طهماسب میرزا در دوران شاه اسمعیل اول ….
مهدی قربانی «انیس الکتاب»
هفتم فروردین ۱۴۰۳