چشم زخم؛ در قرآن و حدیث حضرت امام رضا (علیه السلام)
در خصوص حقیقت و واقعیت چشم و این که آیا وجود دارد و یا ندارد، نظرات و اقوال بسیاری از سوی صاحب نظران آمده است، برای آگاهی و روشن گری و آشنایی کاربران محترم ابتدا چشم زخم را در فرهنگ لغت و اشعار شعرا، سپس قرآن و حدیث اشاره میکنیم….
چشم زخم در فرهنگ دهخدا چنین تعریف شده است:
چشم زخم . [ چ َ / چ ِ زَ ] (اِمرکب ) آزار و نقصانی است که بسبب دیدن بعضی از مردم و تعریف کردن ایشان کسی را و چیزی را بهم رسد، و عرب «العین اللامه » خوانند. (برهان ). چشم زخ و چشزخ و چشم شور و دیده شور و نظر شور. (آنندراج ). عبارت از آن است که شخصی چیز حَسین ومرغوب را نگاه کند و بطریق حسد در وی نظر اندازد و بعضی گویند در چشم زخم حسد ضرور نیست ، گاهی نظر دوست هم کار میکند. (آنندراج ). آزار و نقصانی که از اثر نظر بد به کسی و یا چیزی رسد. (ناظم الاطباء). اثر بد که از نگاه یا کلام کسی بر کسی یا چیزی برسد. (فرهنگ نظام). نَظْرَه. نَفس. (منتهی الارب). چشم بد. عین الکمال. آسیب و زیانی که از نگاه پرمحبت و تحسین یا از نظر آمیخته به حسد و حیرت شورچشمان به افراد یا اشیاء رسد. اثر چشم شور. آسیب نگاه شورچشمان.
بسیاری از شعرای مشهور در باره ی چشم زخم، بصورت فرد و یا غزل و…، ابیاتی را سروده اند از جمله:
مرا چه نقصان گر جفت من بزاد کنون – بچشم زخم هزاران پسر یکی دختر. (خاقانی)
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است – یارب که بینم آن را در گردنت حمایل (حافظ)
مبادا بی تو هفتاقلیم را نور / غبار چشمزخم از دولتت دور(نظامی)
خداوند در قرآن کریم در باره ی چشم زخم آیاتی را آورده است از جمله آیه معروف و مشهور«وان یکاد» که از قدیم الایام بر سر درب منازل و…، بصورت کتیبه کاشی کاری و یا تابلوهای منقوش و منقور و…مزّین بخش بوده است.
قوله تعالی:« وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لََمجْنُونٌ »
و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند، و مىگفتند: «او واقعاً دیوانهاى است.»
چشم زخم در احادیث حضرت امام رضا (علیه السلام):
در کتاب هزار و یک حدیث رضوی چنین آمده است:
«عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ کُنْتُ مَعَ الرِّضَا/علیه السلام/ بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِیَهً فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأُعْجِبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَیْهَا فَقَالَ لِی یَا مُعَمَّرُ إِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ فَاکْتُبْ فِی رُقْعَهٍ الْحَمْدَ وَقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَالْمُعَوِّذَتَیْنِ وَآیَهَ الْکُرْسِیِّ وَاجْعَلْهَا فِی غِلافِ الْقَارُورَهِ» .
معمّر بن خلاد گوید: در خراسان متصّدى مخارج و کارهاى حضرت رضا/علیه السلام/بودم. حضرت دستور داد برایش عطرى تهیه کنم، وقتى تهیّه کردم خوشش آمد و به آن نظر کرد و فرمود اى معمّر چشم زخم واقعیّت دارد، بر پارچهاى حمد و توحید و معوّذتین و آیه الکرسى را بنویس و آن را در جلد قاروره و شیشۀ عطر قرار ده.
« قَالَ وَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْعَیْنِ فَقَالَ حَقٌّ فَإِذَا أَصَابَکَ ذَلِکَ فَارْفَعْ کَفَّیْکَ حِذَاءَ وَجْهِکَ وَاقْرَأِ الْحَمْدُ للهِ وَقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَالْمُعَوِّذَتَیْنِ وَامْسَحْهُمَا عَلَى نَوَاصِیکَ فَإِنَّهُ نَافِعٌ بِإِذْنِ الله» .
وى میگوید مردى در باره چشم زخم از حضرت پرسش کرد حضرت فرمود آن نیز واقعیت دارد، و اگر گرفتار آن شدى دست را تا محاذى صورت بالا ببر و بخوان: (حمد) و (توحید) و (معوّذتین) و دستها را بر پیشانى به¬مال که به اذن خدا مفید خواهد بود.
حرز: قال علی بن عبد الصمد أخبرنی الشیخ جدی قراءه علیه وأنا أسمع فی سنه تسع وعشرین وخمسمائه، قال أخبرنا والدی الفقیه أبوالحسن، قال حدثنا السید أبوالبرکات علی بن الحسین الحسنی قراءه علیه فی سنه أربع عشره وأربعمائه، قال حدثنا الشیخ أبوجعفر محمّد بن علی بن الحسین، عن محمّد بن موسى بن متوکل، قال حدثنا علی بن إبراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن یاسر الخادم، قال لما نزل أبوالحسن علی بن موسى الرضا/علیه السلام/ قصر حمید بن قحطبه نزع ثیابه وناولها حمیدا فاحتملها وناولها جاریه له لتغسلها فما لبثت أن جاءت ومعها رقعه فناولتها حمیدا وقالت وجدتها فی جیب أبی الحسن/علیه السلام/ فقلت جعلت فداک إن الجاریه وجدت رقعه فی جیب قمیصک فها [فما] هی. قال یا حمید هذه عوذه لا نفارقها فقلت لو شرفتنی بها فقال هذه عوذه من أمسکها فی جیبه کان البلاء مدفوعا عنه وکانت له حرزا من الشیطان الرجیم، ثمّ أملى على الحمید العوذه وستذکر آنفا… .
حرز مولایمان حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) که به رقعه الجیب نامیده است.
علی بن [محمد بن علی بن علی بن خ.] عبدالصمد گفته است که شیخ جدم مرا خبر داد در حالی که بر او خوانده شده بود و من در سنه ۵۲۹ هجری شنیدم که والدم فقیه ابوالحسن گفت: جدم به من خبر داده است که گفت: سید ابوالبرکات علی بن الحسین الحسنی مرا حدیث نمود که بر او در سنه ۴۱۴ خوانده شده بود، گفت که: شیخ ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین به ما حدیث نمود، از محمد بن موسی بن متوکل، گفت: علی بن ابراهیم بن هاشم به ما روایت نموده، از پدر خود، و او از یاسر خادم که گفت:
چون حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا/علیه السلام/ به قصر حمید بن قحطبه فرود آمدند، جامه خود را بیرون آوردند و آن را به حمید دادند.
پس حمید آن را گرفته و به کنیزک خود داد تا آن را بشوید. پس اندک زمانی نگذشت که کنیزک آمد و در حالی که رقعهای در دست داشت که آن را به حمید داد و گفت: این را در جیب حضرت ابی الحسن (علیه السلام) یافتم.
حمید گوید: پس به آن حضرت عرض کردم: فدای شما گردم! کنیزک در جیب جامۀ شما رقعهای یافته است، آن چیست؟
حضرت فرمودند:ای حمید! این رقعه، عوذه (حرزی) است که آن را از خود جدا نمیسازم.
حمید گوید: عرض کردم چنانچه مرا به تعلیم آن عوذه مشرف سازید هر آینه کمال لطف و شفقت شما خواهد بود.
پس آن حضرت فرمودند: هرکس این عوذه را همراه خود نگاه دارد هر آینه بلا از او دفع میشود و حرزی نگاه دارنده از شر شیطان رجیم برای او خواهد بود.
پس از آن، این عوذه را بر حمید خواندند که از این پس میآید:
بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ بِسمِ الله إِنِّی أَعُوذُُ بِالرَّحمنِ مِنکَ إن کُنتَ تَقِیّاً أو غَیرَ تَقِیٍّ. أخَذتُ بِالله السَّمیعِ البَصِیر ِ[العَلِیمِ؛ خل.] عَلی سَمعِکَ وَبَصَرِکَ لا سُلطَانِ لَکَ عَلَیَّ وَلا عَلی سَمعِی وَلا عَلی بَصَرِی وَلا عَلی شَعرِی وَلا عَلی بَشَرِی وَلا عَلی لَحمِی وَلا عَلی دَمِی وَلا عَلی مُخِّی وَلا عَلی عَصَبِی وَلا عَلی عِظَامِی وَلا عَلی مَالِی وَلا عَلی مَا رَزَقَنِی رَبِّی سَتَرتُ بَینِی وَ بَینَکَ بِسِترِ النُّبُوَّهِ الَّذِی استَتَرَ أَنبِیاءُ اللهِ بِهِ مِن سَطَوَاتِ الجَبابِرَهِ وَالفَرَاعِنَهِ، جَبرَئِیلُ عَن یَمِینی وَمِیکائِیلُ عَن یَسارِی وَإِسرافِیلُ عَن وَرَائِی مُحَمَّدٌ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ أَمَامِی وَاللهُ مُطَّلِعُ عَلَیَّ یَمنَعُکَ مِنِّی وَ یَمنَعُ الشَّیطَانَ مِنِّی. اللهُمَّ لایَغلِبُ جَهلُهُ أَنَاتَکَ أَن یَستَفِزَّنِی وَیَستَخِفَّنِی، اللهُمَّ إِلَیکَ التَجَأَتُ، اللهُمَّ إِلَیکَ التَجَأَتُ، اللهُمَّ إِلَیکَ التَجَأَتُ.
به نام خداوند بخشندۀ مهربان.
به نام خدا پناه میبرم به خدای بخشنده از تو، چه پرهیزگاری چه غیر پرهیزگار.
فرو گرفتم به مدد خدای شنوا و بینا بر گوش تو و چشم تو، تو هیچ قدرتی بر من نداری و نه بر گوش من و نه بر چشم من و نه بر موی من و نه بر پوست من و نه بر خون من و نه بر گوشت من و نه بر مغز من و نه بر پی من و نه بر استخوانهای من و نه بر مال من و نه بر چیزی که روزی نموده مرا پروردگار من.
پرده قرار دادم میان خود و تو، به پردۀ پیغمبری که، پنهان شدند پیغمبران خدا به سبب آن از حملههای جباران و فرعونان.
جبرئیل از جانب راست من و میکائیل از جانب چپ من و اسرافیل از پشت سر من و محمد که رحمت خدا باد بر او و آل او پیش روی من اند.
و خدا آگاه است بر من، تو و شیطان را از من باز میدارد.
خداوندا غلبه نمیکند نادانی او، بر حلم تو که مرا ذلیل و خفیف گرداند.
خداوندا به تو پناه میآورم، خداوندا به تو پناه میآورم، خداوندا به تو پناه میآورم.
قلت: ولهذا الحرز قصه مونقه وحکایه عجیبه کما رواه أبو الصلت الهروی قال: کان مولای علی بن موسى الرضا/علیه السلام/ ذات یوم جالساً فی منزله إذ دخل علیه رسول المأمون فقال أجب أمیر المؤمنین فقام علی بن موسى الرضا/علیه السلام/ فقال لی یا أبا الصلت إنه لا یدعونی فی هذا الوقت إلا داهیه والله لا یمکنه أن یعمل بی شیئا أکرهه لکلمات وقعت إلی من جدی رسول الله /ص/ قال فخرجت معه حتى دخلنا على المأمون فلما نظر به الرضا/علیه السلام/ قرأ هذا الحرز إلى آخره فلما وقف بین یدیه نظر إلیه المأمون وقال یا أبا الحسن قد أمرنا لک بمائه ألف درهم واکتب حوائج أهلک فلما ولّى عنه علی بن موسى بن جعفر: ومأمون ینظر إلیه فی قفاه ویقول أردت وأراد الله وما أراد الله خیر.
سید بن طاوس /رحمه الله/ گوید: این حرز دارای قصهای فرح آور و حکایتی تعجب آور است، هم چنان که اباالصلت هروی آن را روایت نموده که روزی حضرت امام علی بن موسی الرضا/علیه السلام/ در منزل خود نشسته بودند و من در خدمت آن حضرت بودم. پس فرستادهی مأمون بر آن حضرت داخل شد و گفت امیرالمؤمنین/علیه السلام/ را اجابت نمای.
پس آن حضرت برخاستند و فرمودند:ای اباالصلت! به درستی که مأمون مرا در این وقت نمیخواند مگر برای آزار عظیمی که به من برساند؛ پس قسم به خدا که نمیتواند چیزی که ناخوش داشته باشم، به جای آورد؛ از جهت چند کلمهای که از جدّم رسول خدا صلّی الله علیه و آله به من رسیده است.
اباالصلت گوید: پس همراه آن حضرت بیرون رفتم تا آن که بر مأمون داخل شدیم. پس چون آن حضرت مأمون را دیدند این حرز را تا به آخر خواندند. پس چون به نزدیک مأمون رسیدند، مأمون به سوی آن حضرت نگاه کرد و گفت: یا ابا الحسن به تحقیق که از برای تو به صد هزار درهم امر نمودیم و حاجتهای اهل و عیال خود را بنویس.
پس چون آن حضرت از نزد مأمون دور شدند، مأمون از عقب آن حضرت نظر کرد و گفت: من چیزی را اراده داشتم و خدای تعالی چیزی را و آن چه خدا اراده نموده آن بهتر است.
حدثنی السید الإمام أبو البرکات محمد بن إسماعیل الحسینی المشهدی قال حدثنی المفید أبو الوفاء عبد الجبار بن عبد الله المقری قال حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی و أخبرنی الشیخ الفقیه أبو القاسم الحسن بن علی بن محمد الجوینی رحمه الله و أخبرنی الشیخ أبو عبد الله الحسن بن حمد بن محمد بن طحال المقدادی قدس الله روحه و أخبرنی الشیخ أبو علی بن محمد بن الحسن الطوسی قال حدثنا والدی رحمه الله و أخبرنی شیخی و جدی قال حدثنا والدی الفقیه أبو الحسن قال حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی قال حدثنا عده من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا الحسن بن علی بن فضال قال حدثنا محمد بن أرومه قال حدثنا أحمد بن محمد بن أبی نصر عن الرضا/علیه السلام/ أنه قال رقعه الجیب عوذه لکل شیء.
معنی حرز: تعویذ. در لغت به چند معنی آمده ازجمله : طلسم، عوذه و… ، دعایی است مأثور اعم از خواندنی و یا آویختنی که به منظور حفاظت و ایمنی از چشم زخم و دیگر بلایا مورد استفاده اشخاص قرار میگیرد.
آری ! سید بن طاوس /رحمه الله/در کتاب مهج الدعوات، حرز چهارده معصوم علیهم السلام را بصورت مستند و کامل آورده است. لذا آن چه استناد شد همگی دلیل بر حقیقت چشم زخم است و این که حتی ائمهی اطهار صلوات الله علیهم اجمعین نیز از چشم زخم در امان نبودهاند و برای همین از حرز مخصوص استفاده میکردهاند.
سلام استادعزیز.من به ادرس جی میلتون پیام دادم.خیلی موردم ضروریه وبکمکتون احتیاج دارم.خواهش میکنم دراولین فرصتتون جوابم روبدید.یک دنیاممنون میشم ازتون
سلام زهرا خانم
پاسخ شما ارسال شده
سلام زهرا خانم
پاسخ ارسال شده است
بسیار ممنونم استاد…
التماس دعا آقا محسن
سلام استاد
آیا حرز چشم زخم امام رضا و سوره های مربوطه خودمون میتونیم بنویسیم؟آیا نوشتن دعاها آداب و ساعت خاصی داره؟ ممنون
سلام خانم فاطمه
طبق آداب مرسومه
وضو داشتن رو بقیله بودن و مکان پاک بودن و حضور قلب داشتن و…
استاد دعاهای گفته شده چشم زخم آیا برای درمان چشم زخم هم اثری دارن یا پیشگیری کننده هستن؟ و آیا نوشتن همه سوره های گفته شده و حرز لازمه یا به انتخاب خودمون؟؟ ممنون از پاسخگویی شما
سلام خانم فاطمه
طبق انتخاب خودتان
باسلام
استاد آیا چشم زخم درمان هم دارد؟ حدود هشت ماه قبل برای من اتفاق ناخوشایندی افتاد که مطمن هستم از چشم زخم بوده. ایا میتوان اثر آن را از بین برد؟ ممنونم از پاسخگویی و سایت عالیتون.
سلام خانم فاطمه
این گونه موارد از طریق تماس با کارشناس – نوار بالای سایت پیگیری شود و یا میتوانید شماره تلگرام بذارید و پیگیری کنید
با سلام
لطفا جهت غلبه بر ترس راهکاری بفرمایید. با سپاس
سلام خانم سعادت
سایت را جستجو کنید
این گونه موارد را از طریق نوار بالای سایت تماس با کارشناس مطرح کنید
سلام خانم سعادت
این گونه موارد را از طریق نوار بالای سایت تماس با کارشناس مطرح کنید