کتابِ آتش غزل(دیوان ساهِر) سرودهی: محمد اوسعی

و اما چون، اشعار این کتاب مستطاب را منحصر از دیگر دوواین دیدم، درباره ی معرفی و خصوصیات این اثر ارزشمن با استاد محمد اوسعی به گفتگو نشستم و درخواست کردم مختصات کتاب را شرح دهند:
مختصات این دیوان اشعار چون مدت ها مشغول آموزش سرایش شعر بودم بنابر این طبعاَ این دیوان با دواوین دیگر شعری تفاوتهایی دارد.
اول این که تمام اوزان عروضی و نام بحور شعری در ذیل هر شعر درج شده. همین طور ۳ شعر عربی که شعر ملمع در آن آمده، هر مصرع آن ترجمه و تلاش شده اشعار ارتباط عرضی و طولی با یکدیگر داشته باشد، و شعر ها از لحاظ علم بدیع و بیان پرمایه باشند و صنایع ادبی زیادی از جمله انواع جناسها، استعادات اعم از مضرحه و مکنیه ، واج آرایی و سایر ظرایف ادبی در این دیوان موجود باشد. و این که سعی شده از اشکالات قافیه اعم از ایطاء خفی و جلی، شایگان، دقت در حرف تاسیس خصوصاً الف تاسیس، سناد و غیره محفوظ بماند که اشعار علاوه بر زیبایی ظاهری کیفیت آموزشی ادبی بالایی داشته باشند.
مورد دیگر ایجاد مضامین نو و تازه است همراه با حسن تعلیل و استفاده از تلمیحات به صورت گسترده همین طور انواع و اقسام فنون مختلف به گونه ای که مخل روانی شعر نباشند و غالباً رحالت ایهام استفاده گردند اعم از آسترولوژی ، علوم خمسه ی محجبه مانند کیمیا، و استفاده از روایات و تواریخ ایران باستان که چه بسا بسیاری از خوانندگان احتمالاً از وجود این داستانها بی اطلاع اند.
نکته ی مهمی که این دیوان را ممتاز از دیگر دواوین می نماید شرح لغات مشکل و تلمیحات و داستانهایی است که در اشعار ذکر شده آن هم به صورت کاملاً مفصل با ذکر منابع که این کتاب را از نظر نگارشی شبیه به نوعی دایره المعارف علمی – تاریخی-روایی نموده است.
ترتیب اشعار بر اساس حرف آخر ردیف و قافیه بر اساس نظم الفبایی از الف تا یا آمده است. سبک اشعار بیشتر سبک هندی با اجزائی از سبک عراقی است. و سعی شده اعراب لغات مشکل قرار داده شود که خواننده ی گرامی در خوانش بعضی از لغات مشکل، دچار مشکل نشود.
نکته ی دیگر این که سعی شده در بعضی اشعار به تعداد انگشت شمار، لغات زیبایی از ادبیات کهن ایران که کم کم دچار نسیان و فراموشی شده ، جهت یادآوری و تمدید خاطر، آورده شود تا رجوعی هم به زبان پارسی اصیل نموده باشم. علاوه بر این که در نقطه ی مقایل، اشعار عربی سروده شده که آن ها هم مشحون از استعارات و حسن تعلیلهایی است که از نظر آموزشی جنبه ی درخور توجهی دارد. اما چون بیشتر خوانندگان احتمالاً در درک این اشعار دچار مشکل هستند، فقط به ۳ شعر عربی و یک شعر ملمع بسنده شده آن هم با اعراب دقیق و ترجمه ی مناسب.
در نهایت این که در این اشعار از داستان تولد زرتشت تا داستانهای شاهنامه همراه با شرح و توضیح مناسب آورده شده همین طور اشاراتی به وقایع مهم اسلامی از جمله نی نامه در مورد واقعه ی عاشورا و تعداد اشعار ۱۲۸ عدد به عدد اسم حضرت امام حسین علیه السلام است و جالب این که تصادفاً (بعد از ۱۵ سال که از اتمام و تایپ کار می گذشت ) در دهه ی محرم چاپ این کتاب به اتمام رسید. امید این که برای سخنوران و علاقمندان ادبیات، شایان توجه و خوش آیند باشد.
درخاتمه؛
به مناسبت دهه ی دوم عاشورای حسینی در سال ۱۴۴۴ هجری قمری، شعر شماره ۱۲۷ کتابِ«آتش غزل» دیوان ساهِررا می آوریم:
[۱۲۷]
نـــی
قاری قرآن شده وجهِ تو بر بالای نی۱
بر لب و دندان عاشق مانده ردِّ پایِ نی۲
جسمِ عشّاق تو از سرنیزهها شد نیسِتان
سینهی پرخونشان شد مسکن و ماوای نی
شورِ نی۳ شکّر شود با نغمههای شورِ۴ تو
من شوم شوریدهات از بانگ بیپروای نی
نایِ۵ عشّاق خدا مجروح شد ازحرف حق
حلق آنها گشته چون غربال، از سودایِ نی
چون سرانگشتان تو مرهم شود بر نای ما
می شود فریاد ما چون نغمهی زیبای نی
آتشین اندیشگان بر نی سواری میکنند
بارهی صرصر تکِ ۶بهلول۷شد شهبای۸ نی ۹
عاشقا! گر نیزه بر نایت بِشُد خاموش باش
نی گَرَت۱۰ نی سوزَدَت آتش زنی دنیای نی
نام حق تنها نباشد بر زبان واعظان
بشنوی ذکر خدا از نغمه و آوای نی۱۱
ذکر تو در نای خشکم شهدِ فائق۱۲ گشته است
گوئیا تسبیح حق گوید لب گویایِ نی
نای ساهر داده سر با نغمهاش اسرارِ دوست
سرفرازی بر سرِ نیها، بُوَد فتوای نی
فاعِلاتُن/ فاعِلاتُن/ فاعِلاتُن/ فاعِلُن بحر رَمَلِ مثمن محذوف (مقصور)
▪۱: اشاره به قرآن خواندن راس الحسین؟ع؟ (ر.ک. شعر ۲۴)
▪۲: اشاره به هتک راس الحسین؟ع؟ توسط ابن زیاد (ر.ک. شعر ۱۱۳)
▪۳: شور = (اِ) آشوب. (برهان) (رشیدی) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
▪۴: شور = (اصطلاح موسیقی) این دستگاه ریشهی بسیار قدیم دارد و مبنای بیشتر موسیقیهای محلی و موسیقی معمول در ایلات بشمار میرود _ نغمههای شور: منظور گوشههای دستگاه شورند که عبارتند از الف _ نغمهی ابوعطا، ب _ نغمهی بیات ترک، ج _ نغمهی افشاری، د _ نغمهی دشتی (دهخدا)
▪۵: نای = (اِ.) گلو، حلقوم (معین)
▪۶: صرصرتک = (ص مرکب) تیزدو «با بارهی صَرصَرتَکِ او روزملاقات /در رزم بُوَد کوشش او، دشمن کاهست.سوزنی» (دهخدا)
▪۶: بهلول = (اِخ) ابو وهیب بهلول بن عمرو الصیرفی کوفی معروف به بهلول مجنون. وی در حدود ۱۹۰ ھ.ق. درگذشت. وی از عقلاء مجانین خوانده شده و دارای کلام شیرین است و سخنان وی از نوادر خوانده شده است. (از معجم المطبوعات). نام عارفی است مشهور. (غیاث) (آنندراج)
▪۷: شهبا = (از ع، ص) شَهْباء. مؤنث اَشْهَب به معنی خاکستری رنگ مایل به سیاهی. (ناظم الاطباء). || مادیان سفید و سیاه که سفیدی آن غالب باشد بر سیاهی. (غیاث).
▪۹: صاحب رضوات الجنات از سید نعمت الله شوشتری نقل کرده است که هارون الرشید خواست برای قضاوت در بغداد یک نفر را معین کند همه بهلول را پیشنهاد کردند و چون اصرار بیش از حد شد او گفت امشب را به من مهلت دهید تا فکر کنم وقتی که صبح شد خودش را به دیوانگی زد و یک نی سوار شد و داخل بازار میرفت و میگفت راه را باز کنید اسب من شما را زیر نگیرد مردم گفتند بهلول دیوانه شده است رفتند و به هارون الرشید خبر دادند بهلول دیوانه شده هارون گفت دیوانه نشده است با این وسیله خواسته دینش را حفظ کند.ومشهور است که بهلول از شاگردان خاص امام صادق ع بود وهم از جمله مجتهدین و اهل فتوی بودو این موضوع راخدمت حضرت امام موسی کاظم؟ع؟ مطرح نمود امام کاظم؟ع؟ فرمودند: برو در جلوی چشم مردم خودت را به دیوانگی بزن و اظهار سفاهت کن و هذیان بگو به خاطر حفظ خود و دینت تا قادر باشی که احقاق حق و ابطال باطل نمائی به طوری که میخواهی.
▪۱۰: نی گرت = نی (حرف ربط، شبه جمله) نه. حرف نفی است. (دهخدا)، یعنی: نه آن که اگر تو را
▪۱۱: اشاره به آیاتی مثل یُسَبِّحُ للهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ «خدا را تسبیح میگویند هر چه در آسمانها، و هر چه در زمین است» تغابن آیهی ۱ و سورهی جمعه آیهی ۱ و امثال هم
▪۱۲: شهد فائق = (ع ص) برگزیده و بهترین از هر چیزی. (منتهی الارب): عصارهی نایی بقدرتش شهد فائق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته. (گلستان).
والسلام
مهدی قربانی«انیس الکتاب»