آیت الله حاج سیّد غلامحسین متولی حقی ( متوفی ۱۳۳۴ هـ ق )-طبس گلشن

11
یکی از مشاهیر ادبی طبس گلشن که هم عصر حضرت آیت الله متولی حقی/ره/ بوده و سالها با ایشان حشر و نشر داشته؛ مرحوم میرزا محمد منشی باشی طبسی است که در باره ی مقام علمی و فقهی آن حضرت درآثار خود از جمله : کتاب شلغم شوروا ، کتاب طرب و دیوان رشیدی که نسخه عکسی آن نزد نگارنده ی این سطور موجود است، مطالب بسیار مهم و ارزشمندی را در لابلای وقایع آن زمان نگاشته است.

به حکایت اسناد موجود ودست نوشته های منشی باشی، آیت الله متولی حقی /ره/ در لباس روحانیت سالهای متمادی در مقام تولیت آستانه مقدس امامزاده لازم التعظیم حضرت حسین بن موسی الکاظم /علیه السلام/ در طبس گلشن نقش آفرینی داشته و از اعتبار خاص و قدرت نفوذ کلام فوق العاده ای در بین آحاد مردم بر خوردار، و برحاکم طبس مرحوم عماد الملک و امور دیوانی تاثیرگذاری بسزایی داشته اند؛ بنحوی که بدون اذن و اجازه ی مرحوم متولی حقی هیچ یک ازکارگزاران و یا مستخدمان در امور دیوانی عزل و نصب نمی شده اند.
مزید برآن آیت الله متولی حقی در طب سنتی و طبابت بیماران ؛ خصوصاً آنهایی که دچار بیماری چشم بوده اند نیز مهارت و تجربه داشته و بسیاری از بیماران را از جمله بیماری چشمی منشی باشی را درمان کرده اند که شرح آن در مقاله پزشکی طبس آورده ام.
ان شاالله به شرط حیات، شرح کامل وقایع و عملکرد آیت الله متولی حقی را در مجموعه ای مستند و مکتوب تحت عنوان : «نقش آیت الله متولی حقی در طبس گلشن به روایت اسناد» تألیف و تدوین خواهم نمود.
کتابخانه ی مرحوم آیت الله متولی حقی /ره/ – طبس گلشن
در باره ی این کتابخانه ی غنی نیز مرحوم میرزا محمد علی منشی باشی در کتاب خطی طرب صص۱۵۳ -۱۵۵ – چنین نگاشته است :« …چون حضرت آقای متولی فرموده بودند برای دیدن کتابهایی که در این سفر ارض اقدس خریده ام تو را احضار خواهم کرد، بعد از چند روز یکی آمد که حضرت آقا احضار فرموده اند حکماً بروید. صبحی حضور مبارکشان مشرف شدم سه صندوق از شانزده صندوق کتابی که خریده بودند کتبش را ارایه دادند تمام کتابهایی ممتاز بود که ندیده بودم از جمله چند جلد کلام الله مجید بود که به خط ادیب و غیره نوشته بود یک جلد کلام الله هم به خط طلا و اعرابش را به مرکّب نوشته بودند از دیدنش چشم خیره کی می کرد دوازده هزار تومان در مشهد از ایشان می خریده اند نداده بودند .
باری! تفصیل خریدن این کتابها به قراری است که خود آقای متولی به بنده فرمودند که : کتابخانه ی مرحوم مغفور میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم را در طهران به ده هزار تومان قیمت گذاشته بودند آقای متولی با حضرت مستطاب اجل عالی میرزا مرتضی قلی خان متولی باشی آستانه قدس /دام اقباله/ هم دست شده، به دوازده هزار تومان مشتری شدند. کتابفروش های طهران به سیزده هزار تومان کرده بودند باز آقایان متولی و.. به چهارده هزار تومان طالب شدند کتاب فروشهای طهران تلگراماً به مشهد مخابره کرده بودند که ضرر به ما و خودتان مزنید به شراکت می خریم و تصنیف می کنیم ؛ آقایان و.. هم راضی شده نصف را به هفت هزار تومان خریدند و از طهران حمل مشهد کردند در مشهد کتابفروش ها باز آن نصف را به هفده هزار تومان قیمت گذاشته نصف را به هشت هزار و پانصد تومان خریدند و آن نصف دیگر به منفعت برای آقایان متولی و.. ماند و مبلغ یکهزار و پانصد تومان هر کدام نقد دریافت داشتند کتابهایی که قسمت آقا شد با خودشان حمل طبس فرمودند که هر کدام از آن کتابها یک کتاب تعریف دارد همه خطی و کاغذهای ترمه ی خان بالغ با تذهیب طلا و لاجورد. از سابق هم کتابخانه ای داشتند که هیچ کس نداشت من جمله در فتنه حسین کاشی[نوروز ۱۳۲۹ هـ ق] که به منزل آقا ریخته بودند یک فقره سه هزار جلد کتاب را سوخته و مفقود کرده بودند آن چه مانده بود نمی دانم که چقدر بوده.
باری! همه ی هّم آقای مرحوم مصروف به این بود که از هر علمی و فنی کتابش را داشته باشند گل دسته کان چمن سیادت و بنالت آقایان آقا سید محمد و آقا سید علی / زاد الله عمرهما/ اسباب تحصیل و تدرّب کامل و محتاج به هیچ نسخه نباشند فعلاً آقازاده ها کوچک ولی آثار بزرگی و آقازاده کی از ناصیه ی آنها پیداست… »
نگارنده ای این سطور مهدی قربانی « انیس الکتاب» خاطره ای در باره ی علاقه ی مرحوم آیت الله متولی حقی /ره/ از والدم؛ مرحوم حاج امرالله قربانی «خیاط» شنیده و به خاطر دارم که عیناً نقل می کنم :« مرحوم والد گفتند: آیت الله متولی حقی /ره/ با چاپ خانه های طهران و مشهد قرارداد داشته اند که آنها از هر کتاب که چاپ می شود نسخه ای برای ایشان بفرستند و هر چند وقت یک بار چندین نفر شتر با صندوق های کتاب از مشهد و طهران برای آقای متولی می رسیده است.»

۲۶ نظر

خراسانیآبان ۲۱ام, ۱۳۹۴ در ۳:۱۷ ب.ظ

آیا شجره نامه ایشان و لیست تمامی متولیان امامزاده از عهد قدیم تا اواخر قاجاریه موجود می باشد؟

adminآبان ۲۱ام, ۱۳۹۴ در ۳:۲۴ ب.ظ

سلام آقای خراسانی
شجره نامه موجود است؛ ولی هنوز لیست اسامی متولیان هنوز کامل نشده در حال تحقیق است

خراسانیآبان ۲۲ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

شجره نامه امامزاده حسین و تمامی بازماندگان امامزاده تا پایان دوره قاجاریه چطور؟

adminآبان ۲۲ام, ۱۳۹۴ در ۲:۱۱ ب.ظ

شخص حضرت امامزاده حسین بن موسی الکاظم علیه السلام / برادر حضرت امام رضا /علیه السلام / هستند و فرزندی از یاشان بجا نمانده زیرا خردسال بوده اند که در منطقه طبس از دنیا رفته اند

خراسانیآبان ۲۳ام, ۱۳۹۴ در ۲:۴۵ ق.ظ

اما بر طبق نظریاتی دیگر ایشان ۳ پسر بنامهای احمد و ابوالقاسم و عبیداللَّه داشتند و متولیان حرم امامزاده وسیدان اهالی طبس از بازماندگان آن امامزاده میباشند.

http://shrines.blog.ir/post/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%A8%D8%B3%E2%80%8F

adminآبان ۲۳ام, ۱۳۹۴ در ۵:۰۴ ق.ظ

احتمالا امامزاده حسین مدفون روستای زرک طبس باشند که به همین نام هستند – امامزاده طبس به استناد نامه ی حضرت رضا علیه السلام حدود ۹ ساله و یا …بوده اند

خراسانیآبان ۱۳ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

با عرض سلام. در لینک زیرعکس گروهی در طبس گرفته شده توسط اسون هدین جهانگرد سوئدی در سال ۱۹۰۶میلادی. آیا درعکس شخص متولی نشسته پهلوی حاکم طبس میرزا سید غلامحسین متولی حقی هستند یا فرد دیگری؟

http://svenhedinfoundation.org/wp-content/uploads/through-the-deserts-of-persia/1026-0277_na.jpg

adminآبان ۱۸ام, ۱۳۹۵ در ۳:۴۸ ق.ظ

سلام اقای خراسانی
روحانی سید که در وسط که عصا دارند آیت الله متولی هستند

خراسانیآبان ۱۹ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۹ ب.ظ

سلام آقای قربانی. بسیار ممنون. آن عکس مربوط به مراسم عاشورا می باشد. تاریخ دقیق عکس: ۶ مارت ۱۹۰۶(میلادی)، ۱۰محرم ۱۳۲۴(قمری)، ۱۵ اسفند ۱۲۸۴(شمسی).

آقای هدین در کتاب خود”Overland to India” جناب متولی را سیدی محترم عینکی با عمامه ای سبزرنگ و ریشی به سفیدی برف توصیف کردند.

پارگراف ازکتاب ایشان به زبان انگلیسی:

In the afternoon Emad-ul-Mulk came to return my visit, accompanied by a large party of gentlemen in attendance, among them a venerable Seid in a green turban, spectacles, and a snow – white beard, and the postmaster of Tebbes. They came trooping into the garden in a slow and solemn procession, so quietly and silently that it might have been a funeral cortege but for the absence of a coffin. As many as could find room were invited into the tent, and for the rest there was space enough on the grass outside. The Governor gave me a pitcher filled with dates, from which the stones had been removed and a quarter of a shelled walnut put in the place of each ; the whole mass was cemented together with sugar, and formed the most delicious sweetmeat I have ever tasted

adminآبان ۲۰ام, ۱۳۹۵ در ۸:۲۹ ق.ظ

جناب خراسانی ؛ سلام و سپاس از حسن توجه حضرتعالی

خراسانیآبان ۲۵ام, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

سلام آقای قربانی.

چند پاراگراف ازکتاب “سفرنامه خانلرخان اعتصام الملک”:

روز چهارشنبه دوازدهم شعبان ۱۲۹۴(قمری) – ۲۲ اوت ۱۸۷۷(میلادی) متن، ص: ۲۲۸

وقت عصری آقامیرغلامحسین متولیباشی امامزاده حسین ابن موسی علیه السلام که در خارج شهر طبس مدفون است، به دیدن من آمد.
عماد الملک دو مجموعه خربزه و هندوانه فرستاد و احوالپرسی کرد که دو روز است از شما خبری ندارم. گفتم. صبح عازم منزل شما بودم آقا زین العابدین آمد عصر هم که خود شما گفتهاید منزل ما گرم است باید صبح آمد. آقا عبد الوهاب را فرستادم به احوالپرسی، و پیغام کردم تعلیقه بدهید که در هرمنزلی دو الاغ به این سوارهای قائنی که من مرخص میکنم بروند، بدهند.
نوشت و داد آوردند و سفارش کردم به دهباشی مهماندار که فردا یک بار نارنج حاضر کند، با سوارها برای امیر قاین بفرستم.

***
روز چهارشنبه نوزدهم شعبان ۱۲۹۴(قمری) – ۲۹ اوت ۱۸۷۷(میلادی) متن، ص: ۲۳۱

صبح رفتم به بازدید آقا سید غلامحسین متولی امامزاده حسین ابن موسی علیه السلام. بالاخانه در حاشیه خیابان دارد.
جای باصفائی است فرستادم محمد صادق خان هم آمد. مدتی نشستیم، صحبت کردیم. عصر هم رفتم به تماشای مدرسه میر حسن خان. مدرسه کوچک منقحی است. طلاب و مدرسش وظیفه از موقوفات میرحسن خان دارند. بیرون مدرسه یک اطاقی است بزرگ که مطب است. یک استاد طبیب باید آنجا علم طب تدریس کند و مواجب دارد. از آنجا رفتم به مسجد جامع که هم میر حسن خان ساخته است یعنی از قدیم مسجدی بوده، بکلی خراب شده بوده است. یک منار از آن باقی است. باقی را میر حسن خان بکلی برداشته، از نو ساخته و خیلی خوب ساخته است و هفتاد سال است که ساخته
گویا حالا ساخته شده است. امام جماعت و خادمش از موقوفات میر حسن خان وظیفه دارند.

روز پنجشنبه بیستم.
وقت عصر سوار شده به زیارت امامزاده حسین رفتیم. بارهای غالی را هم امروز گفتم علی شاه بست که روانه تهران کنیم.
به آقا جواد تاجر هم گفتم ده بار تنباکو بخرد با غالیها به تهران بفرستیم. شب آمد گفت خریدهام از قرار خرواری به سنگ طبس که نصف سنگ تبریز است به چهار تومان یعنی پنجاه من تبریز به چهار تومان. گفتم ببندید که حمل شود.
***
روز دوشنبه بیست و یکم محرم ۱۲۹۴(قمری) – ۵ فوریه ۱۸۷۷(میلادی) متن، ص: ۱۰۶

رفتم منزل حاجی اسکندر خان. آقا عبد الکریم ناظر هم در راه ملحق شد. به او گفتم: یکی از خانه های عماد الملک را برای من بگیرد، که هروقت در مشهد هستم آنجا باشم. فرستاد ملا محمد علی وکیل عماد الملک را آورد. یکی از عمارات را که خودش میدانست خوب است از او خواست. گفت: آنجا سید متولی طبس منزل دارد. اینروزها میرود. من هم گفتم: برای معاودت از تربت حاضر خواهد بود. قرار شد آنرا بگیرد. به منزل آمدیم نهار خورده، به نصر اللّه گفتم:
مالها را بیرون بیار، آفتاب ببند. بیرون آورد. دیدم دست و پا، جل و نمد مالها کثیف است. با اینکه هرروزه به او سفارش میکردم،
دیدم هیچاثر نکرده به او تغیر کردم. او هم به اعتقاد خودش قهر کرده، رفت. به نوکرها گفتم: مواجب یک ماهش را که پیشکی
گرفته است از او پس بگیرند، بیرونش کنند. بعد، از منزل رفتم مسجد گوهرشاد، نماز کرده، بازار رفتم. یک نمد آبداری کرک
همدانی، سیزده هزار خریدم، روانه منزل جناب متولیباشی شدم، برای روضه. در بین راه در بالا خیابان قریب به چوببست، خانه های عمادالملک بود، رفتم تماشا کردم. حیاطی که سید متولی منزل داشت دیدم. بدمنزلی نیست. اگر در مراجعت از تربت در مشهد زیاد توقف شود، آنجا خواهم رفت. خلاصه مجلس روضه متولیباشی رفتم. تا بعد از مغرب مجلس طول کشید. وقت آمدن، جناب متولی باشی باز اظهار تفقد فرمودند که تا زمان حرکت به تربت، هرروزه میخواهم شما را ببینم و هرحکمی برسد، آنچه مرا خوشنود کند خبر بدهید. گفتم: البته به عرض میرسانم. آمدم به منزل. دیدم میرزا خاور کنار بخاری نشسته زمزمه میکند. معلوم شد آوازکی هم دارد. نماز کرده، دعای علقمه را خواندم.
مشغول شدم به نوشتن روزنامه. خاور دستی زیر چونه زده فکر میکند.
***
روز سه شنبه بیستم صفر۱۲۹۴(قمری) – ۶ مارت ۱۸۷۷(میلادی) متن، ص: ۱۲۸

میرزا محمد حسین رفت. من راحت کردم. بعد از ساعتی سید متولی طبس به دیدن آمد. از مشهد آمده به طبس میرفت. ساعتی نشست، رفت. بعد ملائی از اهل تربت آمد. او رفت من هم رفتم به بازدید میرزا محمد باقر پیشنماز.
وقت غروب به منزل آمدم.

adminآبان ۲۵ام, ۱۳۹۵ در ۵:۱۴ ب.ظ

سلام و سپاس از حسن توجه سرکار خراسانی عزیز

sjhaghiدی ۶ام, ۱۳۹۵ در ۴:۳۷ ب.ظ

سلام جناب آقای قربانی
در صورت امکان نام فرزندان آیت الله حاج سیّد غلامحسین متولی حقی را بفرمایید و نوه هایشان اگر ممکن بود.
ضمنا می خواستم بدانم نسبت ایشان با آقامیرزا مجتهد که از اجداد آقا شیخ ابراهیم مجتهد نجفی (هم عصر جنابعالی و بنده) بودند چه بوده؟
ممنون از زحماتتان

adminدی ۹ام, ۱۳۹۵ در ۳:۳۴ ق.ظ

سلام sjhaghi
درصورتی که در تحقیقات به نتیجه رسیدیم حتما معرفی خواهیم کرد.

sh.sheibaniدی ۶ام, ۱۳۹۵ در ۵:۳۸ ب.ظ

سلام آقای قربانی
من از نوادگان آقا میرزا مجتهد هستم که در کتاب منشی باشی اسم ایشان آمده (ص۹۰۱) طبق صحبتهایی که از مادر و مادربزرگم و کتاب روایت کویر (نوشته ف فتوت)شنیده و دیده ام ایشان مجتهد اعلم طبس در زمان حمله حسین کاشی بوده اند و ایشان در خانه خود را باز گذاشته اند تا زنان و کودکان بتوانند در آنجا پناه بگیرند. در این کتاب منشی باشی من اسمی از آیت الله متولی حقی ندیدم ضمن این که در طبس کسی را در آن زمان به نام آیت الله نمیشناختند . ممنون میشوم اگر توضیح دهید

adminدی ۷ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۵۴ ب.ظ

سلام sh.sheibani
فرمایش شما درست است ، ولی در آثار منشی باشید بالغ به صد مطالب آقای متولی و نقش و نفوذ ایشان در حکومت طبس اشاره شده و لفظ/ آیت الله / ما اضافه کرده ایم. برای شناخت بهتر آحاد جامعه از مقام علمی و فقهی ایشان.

sh.sheibaniدی ۸ام, ۱۳۹۵ در ۳:۵۱ ق.ظ

با تشکر از شما ، ای کاش ما در کتب تاریخی چیزی از خود اضافه نکنیم تا خوانندگان خودشان قضاوت کنند

adminدی ۹ام, ۱۳۹۵ در ۳:۳۷ ق.ظ

سلام sh.sheibani
ما در کتاب دخل و تصرف نکردیم و چیزی اضافه و یا کم نشده ، در تحقیقات خودمان که به تشخیص مقام علمی و فقهی آقای متولی پی بردیم برای تطبیق آن با شرایط حال و نسل جدید -آیت الله – را بکار بردیم.

sjhaghiدی ۹ام, ۱۳۹۵ در ۵:۱۵ ب.ظ

سلام مجدد جناب قربانی
ظاهرا من در بیان این مطلب و نسبت فامیلی دچار اشتباه سهوی شده ام:
“آقامیرزا مجتهد که از اجداد آقا شیخ ابراهیم مجتهد نجفی (هم عصر جنابعالی و بنده) بودند “

adminدی ۱۰ام, ۱۳۹۵ در ۵:۵۹ ق.ظ

سلام سپاس
البته؛ باید بگویم که 🙁 آقا شیخ ابراهیم مجتهد نجفی رحمه الله علیه) هم عصر والد من بو.ده اند و من محضر این مجتهد عالیقدر را درک نکرده ام.

sh.sheibaniدی ۹ام, ۱۳۹۵ در ۵:۲۵ ب.ظ

با سلام
من از خانواده آقا میرزا مجتهد هستم ، در پاسخ آقای حقی باید بگویم خود آقا شیخ ابراهیم نجفی نسبتی نداشته اند ولی همسرشان نوه آقا میرزا مجتهد بوده اند و تا جایی که ما اطلاع داریم آقای متولی حقی نسبتی با آقا میرزا مجتهد نداشته اند

adminدی ۱۰ام, ۱۳۹۵ در ۵:۵۶ ق.ظ

سلام
سپاس از حسن توجه شما اگر اسناد و مدارکی دارید که میتواند به تاریخ طبس و سوابق تحقیقات ما کمک کند ؛ و در اختیار بذارید بسیار سپاسگزاریم.

sjhaghiدی ۱۰ام, ۱۳۹۵ در ۲:۵۸ ب.ظ

سلام جناب خراسانی و ادمین محترم
لطفا بفرمایید محل گرفتن این عکس کجاست؟
http://svenhedinfoundation.org/wp-content/uploads/through-the-deserts-of-persia/1026-0277_na.jpg
ممنونم

adminدی ۱۱ام, ۱۳۹۵ در ۴:۰۸ ق.ظ

سلامsjhaghi
با توجه به گذشت زمان بیش از یکصد سال و تخریب بناهای قدیمی در طبس در زلزله ۱۳۵۷ دقیق نمیتوان گفت عکس در چه مکانی گرفته شده است. ولی آن چه بنظر میرسد احتمالاً در یکی از تالارهای ارک طبس باشد.

sh.sheibaniدی ۱۳ام, ۱۳۹۵ در ۸:۱۸ ق.ظ

سلام
در توضیح عکس نوشته شده باغ نو دیوانخانه

adminدی ۱۸ام, ۱۳۹۵ در ۳:۳۴ ق.ظ

سلام sh.sheibani
اگر ممکن است از طریق نوار بالای سایت – تماس با کارشناس – ارتباط بگیرید و اطلاعات و اسنادی اگر دارید بعنوان امانت برای بهره برداردی در اختیار ما قرار دهید- ممنون

نظر شما چیست

نظر شما

عبارت امنیتی: *(پاسخ حاصل جمع زیر را در مربع وارد نمایید.)* Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.