هنرمند نقاش سیده طیبه مولایی

مولایی، طیبه- هنرمند نقاش

معرفی هنرمند نقاش و جوان و بااستعدادی که تا کنون با خلق آثاری ارزشمندبرگ زرینی در کارنامه خود به یادگار گذاشته ، چنین می گوید:
من یک هنرمند آزاد هستم که در اسفند ۱۳۷۰ به دنیا آمدم ، از کودکی عاشق نقاشی بودم قبل از آنکه بتوانم بنویسم نقاشی میکشیدم و در دوران تحصیل دانش آموزی همیشه در مسابقات نقاشی مقام اول رو کسب میکردم، فارغ التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی هستم ولی ۱ سال بعد از پایان دانشگاه فعالیت جدّی من در عرصه هنری آغاز شد . و نمایشگاه های متعدد نقاشی برگزار کردم که عبارتند از :

۱) نمایشگاه انفرادی آبرنگ در زمستان ۱۳۹۴/۱۰/۱
۲)نمایشگاه تذهیب و خوشنویسی تجلای رنگ و قلم زمستان ۱۳۹۵/۱۱/۲۴
۳)نمایشگاه تذهیب و خوشنویسی زمستان ۱۳۹۶/۱۲/۱۵
۴)نمایشگاه گروهی تذهیب و خوشنویسی با مشارکت جناب دکتر علی عبدالحسین زاده در شهرستان خلخال ۱۳۹۷/۲/۲۴
۵)نمایشگاه گروهی تذهیب و خوشنویسی در آموزشگاه نقش قلم رشت ۱۳۹۷

مطالعه ادامه مطلب

شاهین برجسته ثانی

شاهین برجسته ثانی، شاهین – خوشنویس، نقاش و تذهیب کار

وی در ۱۳ خرداد ماه ۱۳۵۴ خورشیدی در خانواده‌ای مومن و متقی در شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. پدرش سرهنگ ارتش و مادرش خانه داربود، که بلحاظ شغل پدر در دوران کودکی به شهرستان تربت حیدریه منتقل شده و او در این شهرستان دوران ابتدایی و تحصیلات متوسطه را به پایان رسانده است.
او ازهمان دوران نوجوانی به هنر خط و نقاشی علاقه مند بوده لذا در کنار تحصیل به فراگیری آنها نزد اساتید وقت پرداخته است.
او که از سال ۱۳۷۵ در مشهد سکونت دارد؛ خط و نقاشی د ر تربت حیدریه در محضر استاد مصطفی محمودی و استاد خسرو رضایی و استاد عبدی بهشتی و در مشهد خدمت استاد حیدری نقاشی و سپس خوشنویسی را در خدمت استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی در انواع خطوط ( نستعلیق ،نسخ و ثلث و … آموخت۰

مطالعه ادامه مطلب

شاعر و عارف سیف الدین باخرزی

باخرزی، سیف الدین ( ۵۸۶- ۶۵۹ هـ ق) شاعر و عارف و…
سیف الدین باخرزی، با نام کامل سیف الدین ابوالمعالی سعیدبن مطهربن سعید باخرزی مشهور به شیخ العالم و «خواجه فتح آبادی» ( زاده ۹ شعبان سال ۵۸۶ ه. ق در باخرز – درگذشته ۲۵ ذی القعده سال ۶۵۹ در فتح آباد بخارا ) صوفی، عارف و شاعر معروف قرن هفتم هجری است. او در عرفان و تصوف مرید شیخ نجم الدین کبری دانسته اند. نجم الدین کبری او را به بخارا فرستاد و در آنجا طریقه کبرویه را رواج داد. او دیوان شعری هم داشته است که پاره‌ای از رباعیاتش در ضمن رباعیات ابوسعید ابوالخیر در تهران به چاپ رسیده است. وی همچنین رساله ای فارسی در باب معنی عشق دارد.
هم چنین منکوقاآن هزینهٔ مدرسه ای را در بخارا به میزان هزار بالش نقره تقبل کرده بوده و سیف الدین باخرزی «مدبر و متولی» آن کار بوده است. اشاره به لقب شیخ الاسلام در جهانگشای جوینی و تولیت مدرسه نشان از مقام فقهی او دارد.
♦️ پیریم ولی چو عشق را ساز آید.
♦️ از ما همه بوی تری و ناز آید
♦️ از زلف دراز تو کمندی فگنیم
♦️ در گردن عمر رفته تا باز آید
و در باره عشق چنین گفته است:
عشق ارچه بلای روزگار است خوش است
وین باده اگر چه پر خُمار است خوش است

مطالعه ادامه مطلب

دَقیق چیست؟ و دقّاق کیست؟

دَقیق چیست؟ و دقّاق کیست؟

گاه کلمه‌ای را بارها بکار می بریم، ولی اگر بخواهیم آن را شرح بدهیم و معنی آن را برای مخاطب بیان کنیم، چه بسا تعریف آن برایمان ممکن نباشد.

کلمه دَقیق از آن جمله است که کتاب معارف و معاریف ص ۴۲۸ چنین آمده است:
دَقیق: باریک، تنک، ریز، آرد. در حدیث است :«لاتکونوا کالمنخل: یخرج منه الدقیق الطیب و یمسک النخالۀ ». یعنی : مانند الک مباشید که آرد پاک را از خود بیرون می دهد و سبوس را در خود نگه می دارد.(بحارالانوار: ۱/۱۴۵)
در کتاب جامع السعادت مهدی نراقی جلد ۲ صفحه ۴۰۷ این حدیث چنین آمده است:« لا تکونوا کالمنخل یخرج منه الدقیق الطیب و تبقی فیه النخاله »
عن ابی هاشم الجعفری قال سمعت ابا محمد(ع) یقول: «من الذنوب التی لانغفر قول الرجال»: «لیتنی لااؤاخذ الاّ بهذا». فقلت فی نفسی: «ان هذا الدقیق»! ینبغی للرجل ان یتفقد من امره و من نفسه کل شیء فاقبل علیّ ابو محمد (ع)، فقال: « یا ابا هاشم! صدقت، فلزم ما حدثت به نفسک، فن الاشراک فی الناس اخفی من دبیب الذر علی المسح الاسود».(بحارالانوار: ۵۰/ ۲۵۰)
عن ابی عبدالله (ع): «کان علی (ع) لاینخل له الدقیق »(بحار الانوار: ۶۶/۳۲۴). علی بن جعفر، قال سأله (یعنی اخاه موسی بن جعفر(ع) عن الدقیق یقع فیه خُرء الفار: «هل یصلح اکله اذا عجن مع الدقیق»؟ قال : « اذا لم تعرفه فلا باس، وان عرفته فلتطرحه مع الدقیق». بحار الانوار: ۸۰/۱۰۸)

دقّاق: در لغت نامه دهخدا چنین آمده است:
دقّاق. [ دَق ْقا ] (ع ص ، اِ) آردفروش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منسوب به دقیق که اشتغال به عمل آرد را می‌رساند. (از الانساب سمعانی ). || آنکه آرد بسیار دارد. (از اقرب الموارد). || کوبنده ٔ چیزی . (غیاث ) (آنندراج ). || قصار، که جامه را می کوبد. (غیاث ) (آنندراج ). گازر. (ناظم الاطباء).
دقّاق. [ دَق ْ قا ] (اِخ ) لقب حسن بن محمدبن دقّاق نیشابوری، مشهور به ابوعلی دقّاق، عالم قرن چهارم هجری است.
والسلام.
فروردین ۱۴۰۲

ختم و خواص سوره ۵۰ «ق»

ختم و خواص سوره ۵۰ «ق»
بعد از دوره تزکیه نفس، اگر کسی خواسته باشد که درِ دولت و نعمت به روی او گشاده گردد و ابواب خیر و برکت بر او گشاده شود، با وضو و رو به قبله هر روزی سه مرتبه با ترتیل متصل به هم سوره «ق» را بخواند و از خدا بخواهد که رزق و روزی او را زیاد گرداند.

نگارنده به تجربه می گوید؛ که سوره «ق» ۴۵ آیه دارد، و عدد ابجدی آدم =۴۵ است، هرکس بخواهد سوره «ق» را ختم کند و از خواص آن به خوبی بهره مند شود، بدین ترتیب سوره«ق» را ختم کند:

الف: ابتدا در صبح اول ماه قمری نیت ختم سوره «ق» به مدت ۴۰ روز قربتاً الی الله را در دل بگذراند و غسل کند و یک قرص نان به مستحق صدقه بدهد و بعد از نماز صبح ۱۵ مرتبه سوره «ق» را بخواند. بعد از نماز عصر نیز ۱۵ مرتبه و بعد از نماز عشاء هم ۱۵ مرتبه سوره «ق» را بخواند، یعنی در روز ۴۵ مرتبه به عدد آدم.
ب: سعی کنید حتماً هر روز یک قرص (هر نانی باشد؛ بربری، لواش، سنگک، تافتون وغیره) بخرید و خودتان به دست خود به مستحق بدهید.
ج: خانم ها در مدت عذر شرعی در صبح و ظهر و شب بعد از اذان وضو بگیرند و دست کش داشته باشند و آیات را مس نکنند و طبق دستور العمل به ختم سوره ادامه بدهند.
توجه و تذکر: برای این که سوره را صحیح و با ترتیل بخوانید، هنگام ختم؛ نوار صوتی سوره را به آرامی برای خودتان پخش کرده و شما از روی قرآن سوره را خط ببرید و تکرار کنید.
بدانید که؛ اگر چه این روش تجربه شده ، امّا؛ هیچ ختم، نذر، ذکر، اعمال و…. نتیجه آنی، فوری، شرطی، تضمینی و… ندارد و هیچ کس نمیتواند قول نتیجه قطعی بدهد زیرا؛ نتیجه آن فقط و فقط با خداست.
ان شاالله که حاجت روا باشید.

مهدی قربانی«انیس الکتاب»
چهارم فروردین ۱۴۰۲ / دوم رمضان ۱۴۴۴ هجری قمری

گازُرگاه طبس کجا بوده؟

گازُرگاه طبس کجا بوده؟
به منظور معرفی نسخه خطی «مجالس العشاق» نوشته ی کمال الدین حسین بن اسماعیل گازرگاهی طبسی، فرصتی دست داد تا این سئوال را مطرح کنیم که ؛ گازرگاه طبس کجا بوده ؟ لذا ابتدا به تعریف و معنی گازرگاه می‌پردازیم:
گازر. [ زُ / زَ ] (ص ، اِ) جامه شوی . سپیدکار . قصار. حواری . (بلعمی ). مقصر، تخته ٔ گازر. (منتهی الارب ):
رخ تو هست مایه ٔ تو اگر مایه ٔ گازران بود خورشید.(کسایی مروزی )
خلق را بخدای بخواند (عیسی ) و با وی هیچ کس نبود از اول که از زمین بیت المقدس بیرون شد. دوازده تن بودند از گازران و گازر را به تازی قصار خوانند و حواری نیز خوانند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
جامه ٔ پر صورت دهر ای جوان چرک شد و شد بکف گازران (بنگرید لغت نامه دهخدا)

****
و امّا ؛ در گذشته‌های دور گازر گاه در همه شهرها و روستاها و کاربرد است. آن جا معمولاً محلی در سرچشمه ی آب قرار داشته است.مردم برای شستشوی لباس و فرش و رختخواب و… به محل سرچشمه می‌رفتند. در آن جا حوضچه‌ای جداگانه درست کرده و با انشعاب آب از چشمه این حوضچه را پر آب کرده و مردم برای شستشو بدان جا می رفتند و آب ناشی از شستشوی البسه و…بطرف باغات و مزارع روان می‌شده است و با آب شرب تداخل نداشته.
افرادی هم حرفه و شغل آنان شستشوی لباس، نخ قالی، پشم، نمد و… بوده که در قبال این عمل و انجام کار؛ دستمزد دریافت می‌کردند که به این افراد «گازر» می گفتند.

مطالعه ادامه مطلب

استاد محمدجواد محبت متخلص به (محبت کرمانشاهی) درگذشت

■■■■■ 《 طعم تلخِ داغ 》 ■■■■■
امروز صبح که خبر درگذشت استاد محمد جواد محبت ” محبت کرمانشاهی ” را شنیدم در دفتر کار زمزمه ای بر زبان جاری شد که حاصل غزلی شد که تقدیم نگاه دوستان عزیز می کنم روحش شاد و یادش گرامی باد

**************************************

طعم ِ تلخِ داغ ، بر اندیشه خنجر می زند
وای بر حالِ پریشانم ، اَجَل در می زند ؟

بانگِ پژواکِ عزا پیچیده در گوش ِفلک
روبرویم سُلطه ی اندوه ، سنگر می زند

تهمتِ آغوش ِ تَب شعله شده سوزِ دلم
بُغض ِ درگیرِ گلو ، آتش به باور می زند

بی کسی هایم کشیده کام را سوی عطش
دل درونِ سینه ی آشفته پَر پَر می زند

یک به یک رفتند یارانِ قدیمی از بَرَم
لشکرِ غم را ببین ، هر شب به من سَر می زند

واحه واحه مرگ را دیدم به پای زندگی
ناخدا گُم‌کرده بَر امواج لنگر می زند

لب فرو بسته نُت آوازِ قناری های درد
مَرگِ تدریجیّ ِ من ، ناقوس ِ محشر می زند

می روم تا سَر به بالینِ لَحَد آرَم غریب
تیرِ آخر را به من ، تقدیرِ آخر می زند

کُنجِ دِنجی کو ، حصارِ بودنِ فردا کنم
بی ” محبت ” نبض ِ خاموشم مکرر می زند ؟

خاطراتِ با تو بودن ای ” جوادِ ” بی ریا
یک غزل اندوهِ نا خوانده به دفتر می زند

شاعرِ ” درویش ِ ” کوی لب خموشان گشته ام
اشکِ دیده بَر رُخ ام چون جُغد چنبر می زند

**************************************
سیدناصر حسینی میبدی ” ن . م . درویش ”

معرفی کتاب زندگی من و نگاهی گذرا به تاریخ معاصر ایران

مهاجری، سید علیرضا- استاد دانشگاه سوربن پاریس – نویسنده ی، کتابِ (زندگی من و نگاهی گذرا به تاریخ معاصر ایران)

معرفی مولف: آن چه در پشت جلد کتاب در باره ی این استاد فرزانه آمده بدین شرح است:
«نگارنده سید علیرضا مهاجری در سال ۱۹۴۷ م /۱۳۲۶ش» در شهرستان طبس زاده شد و پس از پایان دوره ی دبیرستان برای ادامه تحصیل به تهران رفت. در بهمن ۱۳۴۵ / فوریه ۱۹۶۷ م، تحصیلات خود را در مهندسی پرواز نیروی هوایی آغاز کرد و در تیرماه ۱۹۷۱ م / ۱۳۵۰ ش، برای دوره ی تخصصی رادار هواپیمای شناسایی به آمریکا رفت. پس از بازگشت از آمریکا ، ضمن اشتغال در نیروی هوایی در کنکور سراسری دانشگاهها شرکت کرد و تحصیلات خود را در دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه ملی (شهید بهشتی) ادامه داد.

مطالعه ادامه مطلب

کتاب «تون و طبس» یک دایره‌المعارف غنی است

مهدی قربانی، محقق، نویسنده و پژوهشگر مشهدی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در خراسان‌رضوی، با اشاره به کتاب «تون و طبس» گفت: مدتی قبل تصمیم گرفتم به بخش مهمی از تاریخ دوره قاجار در منطقه تاریخی تون و طبس بپردازم. تون و طبس حکومتی مستقل مربوط به خراسان بزرگ بوده که اکنون بخشی از آن در پهنه‌بندی جغرافیایی در خراسان رضوی و بخشی دیگر از آن در خراسان جنوبی قرار دارد.

این پژوهشگر «تون» را فردوس کنونی دانست و اظهار کرد: طبس هم به نقل از امام رضا‌(ع) در آن زمان دروازه خراسان بوده است این منطقه، تاریخی بسیار قدیمی دارد که بنده اسنادی تاریخی از این منطقه پیدا کرده‌ام که در هیچ کتابخانه‌ای وجود ندارد. یک نسخه از این اسناد «تون و طبس در اواخر قاجار» است و دو نسخه دیگر آن در دست نوشتن است.

مهدی قربانی بیان کرد: این نقطه طلایی و منحصربه‌فرد از تاریخ که در این اثر به آن پرداخته شده اطلاعات بسیار خوبی از مشهد قدیم دارد. به نقاطی از مشهد اشاره می‌کند که بنده هنوز خودم نتوانسته‌ا‌م آن نقاط را پیدا کنم. به‌عنوان مثال در این اثر به کاروانسرای «اصغربنگی» اشاره شده است؛ در آن نوشته شده که: «الاغ‌ها را در کاروانسرای اصغربنگی بستیم و خودمان به منزل رفتیم». یا در جایی دیگر نوشته شده: «در دالان مدرسه‌ دو در در ۲۰ متری حرم مطهر رضوی در خانه فراش‌باشی حرم اتاق گرفتیم و آنجا ساکن شدیم». این کلمات شامل تاریخِ غنی هویتی مشهد است که باید آن‌ها را گشت و پیدا کرد.

مطالعه ادامه مطلب

منظومه‌ امیرارسلان نامدار منتشر شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خراسان رضوی، «امیرارسلان نامدار» کتابی فولکلور با متنی حماسی و از محبوب‌ترین داستان‌های عامیانه‌ ایرانی است و از دیرباز بین مردم مشهد دست به دست شده و سینه به سینه نقل می‌شده. این کتاب نخستین‌بار از سوی حسن رزمجو (مشعل)، دبیر بازنشسته‌ خراسانی و از شاعران صاحب‌سبک خراسانی به زیور طبع آراسته شده است. حسن رزمجو که حدود ۶ سال درباره این داستان کار کرده این کتاب را در ۱۲۰۶۰ بیت به نظم در آورده است.

تصحیح و ویرایش ابیات این کتاب به عهده‌ مصطفی مصلحی، شاعر خوشنام مشهدی انجام شده و احیا و تدوین این اثر منظوم، به کوشش مهدی قربانی، نویسنده و محقق مشهدی صورت گرفته است.
در منظومه‌ امیرارسلان نامدار، دکتر اشرف‌زاده، معاون دانشگاه آزاد مشهد و شاعر سرشناس مشهدی، دکتر علیرضا قیامتی، شاهنامه‌پژوه و سید‌ناصر میبدی کرمانشاهی، شاعر، ادیب و مجموعه‌دار خراسانی بر این کتاب تقریظ نوشتند که مبین اعتبار ادبی این اثر است.

این کتاب که به تازگی از سوی انتشارات قاف مشهدالرضا(ع) به چاپ رسیده با قطع وزیری، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۶۰۰ هزار تومان روانه بازار نشر شده است. «کوچه‌های غربت» و «یک سبد ترانه» از دیگر آثار چاپ شده‌ حسن رزمجو(مشعل) است.

معرفی کتاب شاهزادگان قاجار در طبس گلشن

معرفی کتاب شاهزادگان قاجار در طبس گلشن


پس از تصحیح و چاپ کتابِ « روزنامه سفر- سفرنامه طبس تا مکه معظمه»، که ازدواج حاجی محمد باقرخان عمادالملک (متوفی ۱۳۱۱ هـ ق) را با « خانم آغاجمیل السلطنه -زنده به سال ۱۳۲۳ هـ ق-» دختر مبارک میرزا (متوفی ۱۳۰۴ هـ ق)، مطلقه‌ی ناصرالدین شاه »
در ادامه ی تحقیقات و مطالعات میدانی به اسناد و مطالبی چند دست یافتم که برخی حلقه های مفقوده در خصوص حضور شاهزادگان قاجار در طبس را تکمیل می کند. لذا مصمم شدم کتابی مستقل با عنوان « شاهزادگان قاجار در طبس گلشن» گردآوری و به علاقه‌مندان تاریخ و هویت منطقه‌ی تون و طبس در اواخر دوره قاجارارایه نمایم.
این کتاب که تکمله‌ای است بر کتاب «روزنامه سفر- سفرنامه طبس تا مکه معظمه» در قطع وزیری و حدود ۱۰۰ صفحه بصورت مصور و مستند به اسناد و تصاویر همراه با معرفی پیشنه‌ی بنای قلعه و روستای « وکیل آباد» طبس معروف به- وکیل آباد شاهزاده عبدالله میرزا- خواهد بود.
امید می رود این کتاب در سال ۱۴۰۲ به زیور طبع آراسته و در پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها قرار بگیرد.

شعری زیبا از استاد علی اصغر دلیلی صالح

شعری از استاد علی اصغر دلیلی صالح، با عنوان :(چای تازه دَمِ فراق)

*در باب رهایی از آفات و آسیب های فراق و راه های رسیدن به آرامش و رابطه ی چای تازه دم و طلاق پر الم فرماید:
دَم که کردم دو استکان چایی / صبح دَم، بهر دفع تنهایی
تا نشستم کنار سینی چای/ آه، ناگاه، خاست از صد جای…!!
یادم افتاد چای صحرایی/ صبح و صحرا و دختر دایی
یادم افتاد زلف خَم دارش/ ظرف سالادِ پُرکَلم دارش
یادم افتاد چای گُلپر او / قوری و کتری و سماور او
یادم آمد کمانِ ابرویش / چای و قندِ نگار پهلویش
یادم آمد که صبح ها با هم / گاه با شادی و گهی با غم
می نشستیم و چای می خوردیم / چای چون کدخدای می خوردیم
دلمان کوزه ای لبالب بود / مست از خنده های دیشب بود
بود، جان، مست از جوانی مان! / اینچنین بود زندگانی مان…!
که به ناگاه عادتش بد شد / زنم از بودنش مردد شد
اندکی خنده کرد بر ریشم / و زد آهنگ رفتن از پیشم
از همان روز، تلخ شد کامم / رفت و شد تیره کلّ ایامم…!
*

مطالعه ادامه مطلب

روستای وکیل آباد-طبس گلشن

روستای وکیل آباد- طبس گلشن


روستای وکیل آیاد، در فاصله سه کیلومتری جنوب روستای هودر، از توابع بخش دستگردان و عشق آباد طبس واقع شده ؛وبه «وکیل آباد شاهزاده عبدالله میرزا» نیز مشهور است و دارای آب لوله کشی، برق ، گاز و تلفن می‌باشد.

مطالعه ادامه مطلب

دست بوسی در کلام حضرت امام رضا علیه السلام

دست بوسی در کلام حضرت امام رضا (ع)
قبل از هر چیز توصیه می‌شود؛ به برخی آموزه های دینی که برگرفته از قرآن، حدیث و روایات وارده از ائمه‌ی معصومین علهیم السلام است دقت کنید؛ درباره‌ی بدعت گذاری مطالب و نظرات استدلالی و تفسیری بسیار نوشته‌اند. و برهمین اساس دراویش را که هنگام ملاقات و دیدار، دست هم دیگر را می بوسند نوعی بدعت گذاری می دانند و آنان را مذمت کرده و این روش را نوعی بدعت می‌دانند.
امّا؛ گاه می‌بینیم که برخی براین بدعت گذاری تبصره زده و حتی احادیث معتبر را هم برای بالا بردن مقام علمی و معنوی خود تفسیر کرده و بوسیدن دست علما و سادات را جایز می‌دانند و علناً همین بدعت دراویش را رواج می‌دهند؟! در حالیکه حدیث وارده از امام رضا علیه السلام صراحت داشته و نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد.
درمورد دست بوسی از امام رضا (ع) سئوال کردند؛ فرمودند: دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَهَ یَدِهِ کَالصَّلاهِ لَهُ »(تحف العقول، ص ۴۵۰)
کسى دست کسى را نمی‌بوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
دست بوسی‌هایی که امروزه برخی موارد، در بین علما مرسوم شده فقط و فقط جنبه‌ی مادی داشته؛ تملق و چاپلوسی و بدعت گذاری محسوب می‌شود، چرا که اگر شاگرد دست استاد خودرا نبوسد؛ شهریه ی ماهانه او کاهش یافته و یا کلاً قطع می‌شود؛ و بدین ترتیب این بدعت گذاری هم چنان آشکارا رواج داده می‌شود و بصورت رویه ای که نشانه ی تواضع و ادب است در آمده.
خداوند آخر و عاقبت همه بدعت گذاران را ختم بخیر گرداند.
آمین یا رب العالمین.